Citește› Daftar 1› Revenirea la povestea lui Zayd› Distih 3695
M1:3695 — هرچه جز عشق خدای احسنست / گر شکرخواریست آن جان کندنست
M1:3695
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
هر فعالیتی که از عشق به خداوند سرچشمه نگیرد، حتی اگر در ظاهر لذتبخش و شیرین باشد، در حقیقت نوعی عذاب و مرگ تدریجی روح است.
مولانا در این بیت یک اصل اساسی عرفانی را بیان میکند: تنها نیروی اصیل و حیاتبخش در عالم، عشق به خداوند است. او فعالیتهای دنیوی را که هدفشان چیزی جز این عشق باشد، به چالش میکشد. در ابیات قبل، مولانا توضیح میدهد که بسیاری از تلاشهای انسان، مانند کسب مقام و منصب، از ترس و اضطراب ناشی میشود، نه از یک انگیزهی الهی.
این بیت نتیجهی آن بحث است. «شکرخواری» نماد هر لذت دنیوی و دلفریبی است که انسان به دنبال آن میرود. اما اگر این لذت در مسیر عشق به «خدای احسن» (خداوند به عنوان سرچشمهی زیبایی مطلق) نباشد، در واقع «جان کندن» است. این تعبیر صرفاً یک قضاوت اخلاقی نیست، بلکه توصیفی از یک واقعیت روحی است: گسست از منبع هستی (عشق الهی)، روح را به سوی مرگ و فرسودگی میبرد، حتی اگر جسم در حال لذت بردن باشد. ابیات بعدی این «جان کندن» را به «نزدیک شدن به مرگ بدون چشیدن آب حیات» تشبیه میکنند و نشان میدهند که زندگی واقعی تنها در اتصال به آن سرچشمهی الهی معنا مییابد.
- احسن
- نیکوترین، زیباترین. در اینجا از نامهای خداوند است.
- شکرخواری
- شکر خوردن، کنایه از هر لذت و خوشی ظاهری و دنیوی.
- جان کندن
- رنج و عذاب شدید هنگام مرگ، کنایه از هر کار سخت و طاقتفرسا.
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.