Citește Daftar 1 Obiecțiile ucenicilor privind izolarea ministrului Distih 610

M1:610 — حمله‌شان پیدا و ناپیداست باد / آنک ناپیداست هرگز گُم مباد

حمله‌شان پیدا و ناپیداست بادآنک ناپیداست هرگز گُم مباد
✦ Redați acest beyt în Română

M1:610

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حمله‌ی ما (شیران بر پرچم) از باد است، که گاهی پیدا و گاهی ناپیداست. ای کاش آن سرچشمهٔ ناپیدا هرگز گم نشود و همواره آشکار باشد. معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که حمله‌ها و کارهای ما، مانند شیری بر پرچم که با باد حرکت می‌کند، ظاهراً از ماست اما در حقیقت ناشی از نیرویی پنهان و نامرئی (همچون باد یا ارادهٔ الهی) است.

شرح

در این بیت، مولانا به یکی از بنیادی‌ترین مسائل هستی‌شناسانه و الهیاتی می‌پردازد: توحید افعالی و ماهیت وجودی انسان. او با یک تمثیل درخشان از «شیر علم»—یعنی شیری که بر پرچم نقش بسته— نشان می‌دهد که ما انسان‌ها در برابر وجود مطلق، به مثابه همین شیر بر روی پرچم هستیم.

من قویاً معتقدم که مولانا در اینجا می‌خواهد بگوید: «ما اگرچه شیرانی هستیم که ممکن است تصور کنیم که حمله می‌کنیم یا کاری از ما صادر می‌شود، اما این حمله و حرکت، نه از ذات خود ما، بلکه از نیروی دیگری است.» این تمثیل، دقیقاً در ادامهٔ ابیاتی است که می‌گوید «ما چو ناییم و نوا در ما ز توست / ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست». یعنی همهٔ وجود و فعل ما، ظهور و تجلی نیرویی فراتر از ماست.

بیت می‌گوید «حمله‌مان پیدا و ناپیداست باد». منظور از «باد» در اینجا همان نیروی غیبی و نامرئی است که منشأ حرکت شیرِ بر پرچم است. این «باد» گاهی خودش را در حرکتِ پیدا و محسوسِ شیر نشان می‌دهد و گاهی در ورای آن ناپیداست. این به معنای آن است که منشأ حقیقی اعمال ما همیشه پنهان است، اما اثرش پیداست.

در مصرع دوم، مولانا دعا می‌کند: «آنک ناپیداست هرگز گُم مباد». این نشان‌دهندهٔ ارزش بی‌بدیلی است که او برای آن منشأ ناپیدا قائل است. این ناپیدایی، همان وجود مطلق الهی است که همواره باید حاضر و محسوس باشد، حتی اگر دیده نشود. این تمنای بقای حضور آن منشأ غیبی، قلب توحید افعالی مولاناست؛ زیرا اگر آن ناپیدا گم شود، هستی و حرکت ما نیز بی‌معنا خواهد شد.

این نگاه، به معنای جبر مطلق نیست؛ مولانا خود به صراحت می‌گوید که «این نه جبر، این معنی جباری است». این بیان عظمت و چیرگی بی‌انتهای خداوند است که هستی و حرکت را در عدم‌های ممکن‌الوجود جاری می‌سازد. ما «نی»هایی هستیم که از خود نوایی نداریم، مگر نفسی از بالا در ما بدمد. پس هرچه هست، از آن «ناپیدا»ست و «جان فدای آن که ناپیداست باد.» این خلاصه‌ای است از هستی‌شناسی عمیق مولانا که در آن، هر فعل و هر هستی، امواج بحر وجود مطلق است.

نکات کلیدی

  • قدرت پنهان الهی، منشأ حقیقی اعمال و حرکت ماست.
  • اعمال ما تنها نشانه‌ای بیرونی از تحریک نیرویی غیبی است، همچون شیری بر پرچم که باد آن را به حرکت درمی‌آورد.
  • انسان ذاتاً «نی»ای تهی است که هستی و توانایی عملش از «وجود مطلق» سرچشمه می‌گیرد.
  • این وابستگی مطلق، تجلی «توحید افعالی» است و نه جبرگرایی.

Sources: d1-s04 · 01:26:38

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.