Citește› Daftar 2› Începutul› Distih 103
M2:103 — نقش من از چشم تو آواز داد / که منم تو تو منی در اتحاد
M2:103
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
این بیت لحظهی شهود و وصال سالک را توصیف میکند که در چشم مراد خود، تصویر خویش را میبیند و آن تصویر به او میگوید که این دوگانگی ظاهری است و در حقیقت، من و تو یکی هستیم.
این بیت اوج تجربهی عرفانی سالکی را بیان میکند که در جستجوی «آینهی کلی» یا حقیقت مطلق، به محضر پیر یا انسان کامل رسیده است. مولانا توضیح میدهد که سالک، تصویر خود را در چشم مرادش میبیند و ابتدا گمان میکند که به «خود» واقعیاش دست یافته است (بیت ۱۰۱). اما بلافاصله تردیدی (وهم) در دلش میافتد که مبادا این فقط یک خیال و تصویر ذهنی باشد (بیت ۱۰۲).
درست در همین لحظه، خودِ آن تصویر که در چشم پیر انعکاس یافته، به سخن میآید و این شک را برطرف میکند. این «آواز دادنِ نقش» یک استعارهی قدرتمند است برای بیان یک شهود قلبی و یقینی که از منبعی فراتر از ذهن سالک برمیخیزد. پیام آن تصویر این است: «من تو هستم و تو من، در یگانگی». این صرفاً یک بازتاب فیزیکی نیست، بلکه تجلی وحدت وجود است. در چشم انسان کامل که از خیال و توهم پاک شده (چنانکه ابیات بعدی توضیح میدهند)، آنچه دیده میشود حقیقت محض است، نه پندار. این اتحاد، فنای سالک در مراد و در نهایت، فنا در حق است؛ جایی که دیگر «من» و «تو» معنای جداگانهای ندارند.
- نقش
- تصویر، صورت، انعکاس
- آواز داد
- ندا داد، صدا زد، اعلام کرد
- اتحاد
- یگانگی، یکی شدن، وحدت
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.