Citește› Daftar 2› Venirea prietenilor la spital pentru a-l vizita pe Dhul-Nun al-Misri, fie ca Dumnezeu să aibă milă de el› Distih 1418
M2:1418 — در وجود ما هزاران گرگ و خوک / صالح و ناصالح و خوب و خشوک
M2:1418
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
وجود انسان، مجموعهای از صفات متضاد حیوانی و انسانی، و نیز ویژگیهای خوب و بد است که همگی در کنار هم قرار گرفتهاند.
مولانا در اینجا به پیچیدگی و چندبُعدی بودنِ وجود انسان اشاره میکند. او با استفاده از تمثیل «بیشه» (در بیت قبل)، درون آدمی را به جنگلی تشبیه میکند که در آن، حیوانات درنده و پست (گرگ و خوک) در کنار صفات عالی و انسانی (صالح و خوب) زندگی میکنند.
این بیت تأکید میکند که انسان موجودی یکپارچه و تکساحتی نیست. در درون هر فردی، کشمکش دائمی میان نیروهای متضاد برقرار است. «گرگ» نماد حسادت و درندگی، و «خوک» نماد حرص و شهوت است—همانطور که در ابیات پیشین توضیح داده شده است. در مقابل، «صالح» (نیکوکار) و «خوب» (زیبا) نمایانگر جنبههای روحانی و الهی وجود ما هستند.
نکتهی کلیدی این است که هیچکس ذاتاً کاملاً خوب یا کاملاً بد نیست. وجود ما میدان نبردی است که در آن، این صفات گوناگون برای تسلط بر شخصیت ما با یکدیگر در جدالاند. همانطور که مولانا در ابیات بعدی توضیح میدهد، سرنوشت و صورت باطنی ما در روز حشر، به این بستگی دارد که کدام یک از این صفات بر وجود ما «غالب» شده باشد.
- خشوک
- زشت، پست، بیارزش، فرومایه
- صالح و ناصالح
- نیکوکار و بدکار، درست و نادرست
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.