Citește› Daftar 2› Moise, pacea fie asupra lui, mustră rugăciunea păstorului› Distih 1733
M2:1733 — گر همیدانی که یزدان داورست / ژاژ و گستاخی ترا چون باورست
M2:1733
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
موسی به چوپان میگوید: اگر واقعاً خدا را به عنوان حاکم و قاضی قبول داری، چطور جرأت میکنی با این کلمات پوچ و گستاخانه با او سخن بگویی؟
این بیت بخشی از توبیخ شدید موسی خطاب به چوپان است. موسی که نمایندهی شریعت و عقل ظاهری است، از شنیدن مناجات ساده و انسانوار چوپان برآشفته است. او استدلال میکند که لازمهی ایمان به خدا به عنوان «داور» و حاکم مطلق، رعایت ادب و حرمت است. از نظر موسی، حرفهای چوپان (که میخواست برای خدا چارق بدوزد و شپشهایش را بگیرد) نه تنها بیمعنا و «ژاژ» است، بلکه «گستاخی» و عبور از حد بندگی است.
نکتهی اصلی در کلام موسی، پیوند میان معرفت و ادب است. او میگوید: «اگر» شناختی از مقام خداوند داشتی، «هرگز» اینگونه سخن نمیگفتی. این حرف، مقدمهای است برای پیام اصلی داستان که بعدها از زبان خداوند بیان میشود: آن ادبی که موسی از آن دم میزند، ادب ظاهری و شریعتی است، در حالی که خداوند به سوز دل و صدق باطنی چوپان مینگرد که از هر آدابدانی ظاهری برتر است. در این لحظه از داستان، مولانا دیدگاه عقل و شریعت را نمایندگی میکند که هر چیزی را با ترازوی منطق و آداب بیرونی میسنجد و از درک زبان عشق و سادگی عاجز است.
- داور
- قاضی، حاکم، فرمانروا
- ژاژ
- سخن بیهوده، یاوهگویی، حرف بیمعنی
- گستاخی
- بیادبی، بیشرمی، جسارت
- باورست
- باور تو است، مورد قبول توست، سزاوار میدانی
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.