Citește› Daftar 2› Un câine atacă un cerșetor orb› Distih 2370
M2:2370 — نور موسی دید و موسی را نواخت / خسف قارون کرد و قارون را شناخت
M2:2370
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
این بیت میگوید که زمین، به عنوان نمادی از طبیعت بیجان، از بصیرتی الهی برخوردار است که به آن امکان میدهد بین پیامبر (موسی) و ظالم (قارون) تفاوت قائل شود و با هر یک چنان که شایسته است رفتار کند.
مولانا در این بخش از مثنوی، در حال مقایسهی آگاهی و معرفت در مراتب مختلف وجود است. او از داستان سگی که به گدای کوری حمله میکند، به این بحث میرسد که حتی موجوداتی که ما بیجان و فاقد شعور میپنداریم، مانند زمین، از نوعی آگاهی و بصیرت نسبت به حقایق معنوی برخوردارند. این بصیرت، از علم و آگاهی انسان غافل و «کور» بسیار فراتر است.
این بیت برای اثبات این ادعا، به دو داستان مشهور قرآنی اشاره میکند: ۱. نوازش موسی: اشاره به داستانهایی است که در آنها طبیعت و عناصر آن در خدمت موسی (ع) بودند و از او اطاعت میکردند. زمین، «نور» نبوت و حقیقت را در موسی تشخیص داد و او را گرامی داشت. ۲. فرو بردن قارون: اشاره به داستان قارون، مرد ثروتمند و متکبری از قوم بنیاسرائیل است که به پیام موسی کفر ورزید. به عذاب الهی، زمین دهان باز کرد و او و تمام گنجهایش را در خود فرو برد (واقعهی «خسف»). زمین با این کار نشان داد که قارون و طغیان او را «شناخته» و او را مجازات کرده است.
نکتهی اصلی مولانا این است که اگر زمین که در ظاهر جماد است، میتواند دوست را از دشمن و حق را از باطل تشخیص دهد، پس انسان که اشرف مخلوقات است، اگر از این بصیرت بیبهره باشد و مست جهل و غفلت شود، از جمادات نیز پستتر خواهد بود.
- نواخت
- گرامی داشت، مورد لطف و محبت قرار داد
- خسف
- در زمین فرو رفتن، فرو بردن. در اینجا به عذاب الهی برای قارون اشاره دارد.
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.