Citește› Daftar 2› Iblis îi răspunde din nou lui Mu'awiya› Distih 2646
M2:2646 — ترک سجده از حسد گیرم که بود / آن حسد از عشق خیزد نه از جحود
M2:2646
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
ابلیس استدلال میکند که اگر هم گناه او حسادت بوده، این حسادت ریشه در عشق شدیدش به خداوند داشته است، نه در انکار آگاهانهی فرمان الهی.
در این بخش از مثنوی، ابلیس در حال دفاع از خود در برابر معاویه است و نافرمانیاش در برابر امر خدا به سجده بر آدم را توجیه میکند. او در اینجا یک استدلال روانشناختی و عرفانی پیچیده را مطرح میکند. او میگوید: «فرض کنیم که علت سجده نکردن من حسادت بود.» اما بلافاصله این حسادت را بازتعریف میکند. به گفتهی او، این حسد از جنس «جحود» یعنی انکار لجوجانه و آگاهانهی حقانیت خداوند نیست، بلکه محصول فرعیِ عشقی آتشین و انحصارطلبانه به خودِ معشوق، یعنی خداوند است.
منطق ابلیس این است که عاشقان حقیقی، تاب دیدن «غیر» را در حریم معشوق ندارند. از نظر او، آدم یک «غیر» و یک پدیدهی «حادث» بود که میان او و معشوق ازلیاش قرار گرفت. فرمان سجده بر آدم، در نگاه او، آزمونی برای عشق بود و حسادتش، نشانهی غیرت عاشقانهای بود که نمیخواست توجه خود را از معبود به موجودی دیگر معطوف کند. مولانا این دیدگاه را نه برای تبرئهی ابلیس، بلکه برای نمایش پیچیدگیهای نفس و انگیزههای پنهان در پس گناهان بزرگ به تصویر میکشد. ابلیس گناه خود را به یک فضیلت (عشق) پیوند میزند تا آن را موجه جلوه دهد؛ فنی که نفس امارهی انسان نیز در توجیه خطاهای خود به کار میبرد.
- گیرم که
- فرض کنیم که، بپذیریم که
- خیزد
- برمیخیزد، نشأت میگیرد
- جحود
- انکار کردن حقیقتی با وجود علم به آن، نافرمانی آگاهانه
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.