Citește› Daftar 2› Iblis îi răspunde din nou lui Mu'awiya› Distih 2650
M2:2650 — آن یکی بازی که بد من باختم / خویشتن را در بلا انداختم
M2:2650
شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi
شرح
جلسهٔ 06 — [17:06:00] هبوط در نگاه مولانا: یک مرحله از زندگی
در باب اصل ماجرای شیطان و سجده بر آدم، چنانکه در دفتر دوم و در داستان معاویه آورده، اونجا خلاصه حرف مولانا این هستش که این نقشه الهی بود. این نقشه الهی بود. نه شیطان مستوجب ملامت است، نه آدم مستوجب تحسین است، نه هیچکدوم اینا نیست. و شیطان در دفاع از خودش میگه که خداوند یک طرحی رو، یک بازی رو، یه تئاتری رو به اصطلاح ما راه انداخت و:
به زبانِ تو — Limba ta · AI
ابلیس میگوید که من تنها نقشی را که خداوند برایم در نظر گرفته بود بازی کردم و با این کار، خود را گرفتار این مصیبت (رانده شدن) ساختم.
در این بخش از داستان، ابلیس در حال دفاع از خود در برابر معاویه است و عمل خود (سجده نکردن بر آدم) را توجیه میکند. از دیدگاه مولانا که در زبان ابلیس بیان میشود، کل ماجرای آفرینش آدم، فرمان سجده و امتناع ابلیس، یک «بازی» یا نقشهی از پیش تعیینشدهی الهی بوده است. ابلیس خود را بازیگری در این صحنهی نمایش الهی میبیند.
او میگوید که در صفحهی شطرنج تقدیر، تنها همین یک «بازی» برای او ممکن بود: بازی نافرمانی. او با انتخاب این نقش، آگاهانه خود را در «بلا» و مصیبت لعن و طرد ابدی انداخت. اما این بلا برای او که عاشق خداوند است، طعم دیگری دارد، زیرا آن را نیز جلوهای از معشوق میبیند. بنابراین، این بیت تأکیدی است بر جبر و تقدیر الهی در نگاه عارفانه؛ ابلیس نه از روی شرارت محض، بلکه در چارچوب یک طرح بزرگتر الهی عمل کرده و نقشی را که به او واگذار شده بود، ایفا کرده است.
- بازی باختن
- در اینجا به معنی بازی کردن، به میدان رفتن
- بَد
- بود
- بلا
- گرفتاری، مصیبت، رنج
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.