Citește› Daftar 2› Povestea omului care își căuta cămila pierdută și întreba de ea› Distih 2921
M2:2921 — کای مسلمانان که دیدهست اشتری / جَسته بیرون بامداد از آخُری
M2:2921
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
مردی که شترش را گم کرده، با درماندگی از مردم میپرسد آیا شتری را دیدهاند که صبح از اصطبلش بیرون جسته و گم شده است.
این بیت، فریاد کمکخواهی مردی است که باارزشترین داراییاش، یعنی شترش را، در آستانهٔ شب و در بیابانی هولناک گم کرده است. کاروان رفته و او تنها مانده است. این پرسش ساده و مستقیم، اوج استیصال و سرگشتگی او را نشان میدهد. او به هر کسی متوسل میشود تا نشانی از گمشدهاش بیابد.
در لایهای عمیقتر، این «شتر گمشده» (اشتر ضاله) نمادی از حقیقت یا گوهر وجودی انسان است که از «آخور» یا همان جایگاه اصلی و فطری خود گریخته است. سالک نیز مانند این مرد، در جهان سرگردان است و با اضطراب از این و آن سراغ حقیقت را میگیرد. مولانا نشان میدهد که این جستجوی بیرونی و پرسش از دیگران، اغلب به جوابی درست نمیرسد. همانطور که در ابیات بعدی میبینیم، هر کس از روی طمع یا حدس و گمان، نشانی اشتباهی میدهد و جوینده را بیشتر گمراه میکند. پیام داستان این است که گمشدهٔ حقیقی را باید نه با پرسش از دیگران، که با شناخت دقیق خود و رجوع به درون یافت.
- اشتری
- یک شتر، شتری (یای نکره)
- جَسته
- جَهِش کرده، پریده، فرار کرده
- بامداد
- صبح زود، سپیدهدم
- آخُر
- اصطبل، طویله، محل نگهداری چهارپایان
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.