Citește› Daftar 2› Începutul› Distih 74
M2:74 — شکر یزدان را که چون او شد پدید / در خیالش جان خیال خود بدید
M2:74
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
خدا را سپاس که با ظهور معشوق، روح توانست در آینهی خیال او، حقیقت و اصل خود را ببیند و به خودشناسی برسد.
مولانا در اینجا به یکی از عمیقترین مفاهیم عرفانی اشاره میکند: معشوق (که میتواند پیر، انسان کامل، یا خود حق باشد) همچون آینهای عمل میکند که سالک با نگریستن در آن، نه فقط صورت معشوق، که حقیقتِ پنهانِ خود را کشف میکند.
در بیت پیشین (بیت ۷۳)، مولانا معشوق را به حضرت ابراهیم تشبیه کرده بود که صورتش مانند «بت» است اما معنا و باطنش «بتشکن». این بیت ادامه همان تصویر است. «خیال» یار، همان صورت ظاهری و دلانگیز اوست که در ابتدا توجه را جلب میکند. اما این خیال، یک خیال معمولی نیست؛ آینهای صیقلی است. وقتی «جان» یا روح سالک در این آینه مینگرد، بازتابی از اصل و جوهر الهی خود را در آن میبیند. این همان فرآیند «خودشناسی» از طریق «دیگری» است.
به بیان سادهتر، عشق به یک موجود کامل، راهی برای کشف کمالِ بالقوهی درون خود انسان است. جان، که پیش از این خود را نمیشناخت و از اصل خود دور افتاده بود، با دیدن خیال یار، به یاد «خیال» اصلی و ازلی خود میافتد و به همین دلیل، مولانا این پدیدار شدن را شایستهی شکرگزاری به درگاه یزدان میداند.
- یزدان
- خدا، پروردگار
- پدید
- آشکار، ظاهر، پیدا
- خیالش
- در تصویر او، در صورت خیالی او
- بدید
- دید (شکل کهن فعل دیدن)
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.