Citește› Daftar 2› Pildă› Distih 742
M2:742 — گفت او این را اگر سقفی بدی / پهلوی من مر تو را مسکن شدی
M2:742
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
دوستی به مردی غریب خانهای ویران را نشان میدهد و میگوید اگر این خانه سقف داشت، میتوانست برای تو سکونتگاهی در کنار من باشد.
این بیت بخشی از مَثَلی کوتاه است که در آن، مردی غریب و سرگردان به دنبال خانه میگردد و دوستی او را به خرابهای میبرد. دوستش با حسرتی خوشبینانه میگوید: «اگر این خرابه سقفی داشت، چه همسایهی خوبی برای من میشدی و اینجا خانهی تو میشد.»
نکتهی اصلی بیت در کلمهی «اگر» نهفته است. این پیشنهاد، یک امکان خیالی و غیرواقعی است. خانهای بدون سقف، خانه نیست و نمیتوان در آن زندگی کرد. مولانا از این داستان ساده استفاده میکند تا به یک مفهوم عمیقتر اشاره کند: بسیاری از وعدهها و دلخوشیهای دنیوی، مانند همین خانهی بیسقف هستند. ظاهری فریبنده دارند اما شرط اصلی برای واقعی بودن را ندارند. این بیت، مقدمهای است برای نقد «خوشِ تزویر» یا خوشیهای دروغین که انسانها به دنبال آن میروند، در حالی که نمیتوان در «اگر» و «شاید» زندگی کرد و به آرامش رسید.
- بدی
- میبود، میداشت (فعل بودن در حالت شرطی کهن)
- مر تو را
- برای تو، تو را ( «مر» در فارسی کلاسیک برای تأکید به کار میرفت)
- مسکن
- محل سکونت، خانه
- شدی
- میشد (فعل شدن در حالت شرطی کهن)
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.