Citește› Daftar 3› Continuarea poveștii celor care au atacat puii de elefant› Distih 122
M3:122 — سر بریدن واجب آید مرغ را / کاو به غیر وقت جنباند درا
M3:122
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
این بیت به یک ضربالمثل رایج اشاره دارد: خروسی که بیموقع بخواند، سرش را میبُرند. در اینجا، چشم انسان در حال مرگ به چنین خروسی تشبیه شده که چیزهایی را میبیند و «میگوید» که دیگران نه میبینند و نه زمانش را مناسب میدانند.
مولانا در ادامهٔ داستان فرد محتضر، چشم او را که به دیدن عالم غیب باز شده، به «مرغ بیهنگام» یا خروسی تشبیه میکند که بیموقع میخواند. در فرهنگ قدیم، بانگ بیموقع خروس را شوم میدانستند و آن را سر میبریدند. در این داستان، فرد در حال مرگ، فرشتگان مرگ و ابزارهایشان را میبیند، در حالی که اطرافیان سالم او از دیدن این صحنهها عاجزند و حرفهای او را «خیال» میپندارند.
این چشم، به دلیل آنکه چیزی را در «غیر وقت» آن برای دیگران آشکار میکند، گویی مستحق «سر بریده شدن» است. این «سر بریدن» استعارهای از خودِ مرگ است. همانطور که بانگ بیموقع خروس، منجر به مرگش میشود، باز شدن چشم باطن این شخص نیز نشانه و مقدمهٔ مرگ قطعی اوست. این دیدن، محصول یک عمر زندگی مبتنی بر کبر و خشم بوده و حالا در لحظهٔ پایانی، به شکلی ناخوشایند و هولناک، حقیقت را برای او فاش میکند، حقیقتی که دیگران هنوز زمان درک آن را نیافتهاند.
- واجب آید
- واجب میشود، لازم میگردد
- مرغ
- در اینجا به معنی خروس است
- کاو
- که او
- به غیر وقت
- بیوقت، در زمان نامناسب
- درا
- زنگ کاروان، زنگوله. در اینجا کنایه از بانگ و آواز است.
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.