Citește› Daftar 3› Declarația că a spune „Allah” de către cel nevoiaș este însăși acceptarea lui Dumnezeu› Distih 194
M3:194 — گفت لبیکم نمیآید جواب / زان همیترسم که باشم رَدِ باب
M3:194
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
مرد عابد به خضر گفت که چون در پاسخِ «الله» گفتنهایش، از سوی خداوند «لبیک» نمیشنود، میترسد که مطرود و مقبول درگاه حق نباشد.
این بیت، نقطهٔ اوج تردید و یأس عابدی است که در مناجات خود غرق بوده است. او به ندای شیطان گوش داده و به این نتیجه رسیده که سکوت ظاهری خداوند، نشانهٔ طرد شدن اوست. ترس او از «رَدِ باب» بودن، یعنی رانده شدن از درگاه الهی، ترسی عمیق و وجودی است که هر سالکی ممکن است در مقاطعی از راه تجربه کند.
منطق او ساده و انسانی است: من صدا میزنم، اما جوابی نمیآید؛ پس حتماً صدایم شنیده نمیشود یا مقبول نیست. این بیت، زمینه را برای پاسخ شگفتانگیز و بنیادین خضر (که در واقع بیان دیدگاه عرفانی مولوی است) در بیت بعدی آماده میکند. آن پاسخ این است که خودِ توفیقِ «الله» گفتن و آن سوز و نیازی که در دل عابد است، عین «لبیک» و پاسخ خداوند است. بنابراین، این ترس، هرچند قابل درک، اما ناشی از نگاهی سطحی به رابطهٔ عبد و معبود است.
- لبیکم
- پاسخ مثبت و حاکی از حضور؛ «در خدمتم»، «بله، شنیدم»
- زان
- مخفف «از آن»، به آن دلیل
- همیترسم
- میترسم (کاربرد «همی» برای استمرار در فارسی قدیم)
- رَدِ باب
- راندهشده از درگاه، کسی که به او اجازه ورود نمیدهند
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.