Citește› Daftar 3› Asemănarea fugii credinciosului și a nerăbdării sale în nenorocire cu agitația și neliniștea năutului și a altor provizii în fierberea oalei, și tendința de a sări afară› Distih 4176
M3:4176 — لیک مقصود ازل تسلیم تست / ای مسلمان بایدت تسلیم جست
M3:4176
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
هدف نهایی خداوند از تمام سختیها و ابتلائات این است که تو به مقام «تسلیم» و رضایت کامل در برابر ارادهی او برسی؛ پس ای سالک، باید در پی یافتن و تحقق این تسلیم باشی.
این بیت، نقطهی اوج تمثیل نخود در دیگ است. مولانا پس از آنکه جوشیدن و بیقراری نخود را به رنج و ابتلای مؤمن تشبیه میکند، از زبان آشپز (که نماد خداوند یا پیر راه است) به او یادآوری میکند که این سختیها بیهدف نیست. همانطور که ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه برد و هر دو تسلیم امر الهی بودند، هدف از این «پختن» نیز رسیدن به همین مقام تسلیم است.
«مقصود ازل» اشاره به طرح و حکمت کلی خداوند برای آفرینش و کمال انسان دارد. این مقصود، نه عذاب بنده، بلکه رساندن او به والاترین مرتبهی وجودی یعنی «تسلیم» است. تسلیم در اینجا به معنای پذیرش محض و رضایتمندانهی تقدیر الهی است، نه از روی ضعف و ناچاری، بلکه از روی عشق و معرفت. این همان مقامی است که در آن، ارادهی فرد در ارادهی خداوند فانی میشود و به آرامش حقیقی دست مییابد.
خطاب «ای مسلمان» در اینجا فراتر از هویت دینی است و به معنای لغوی آن یعنی «ای کسی که تسلیم شدهای» یا «ای کسی که در مسیر تسلیم هستی» به کار رفته است. مولانا تأکید میکند که این تسلیم، امری یافتنی و آموختنی است و باید فعالانه در جستجوی آن بود («بایدت تسلیم جست»). این بیت در واقع کلید فهم فلسفهی رنج در عرفان مولوی است: رنج، ابزار خداوند برای شکستن «من» خام و رساندن سالک به مقام رضایت و یگانگی است.
- مقصود ازل
- هدف نهایی و از پیش تعیینشده، حکمت الهی که از ابتدای خلقت وجود داشته است.
- تسلیم
- رضایت کامل به خواست و ارادهی خداوند، سرسپردگی محض.
- بایدت
- تو را باید، بر تو لازم است.
- جست
- جستجو کرد (فعل ماضی از مصدر جستن که در اینجا به صورت مصدر به کار رفته است).
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.