Citește› Daftar 5› Începutul› Distih 10
M5:10 — ذم خورشید جهان ذم خَودست / که دو چشمم کور و تاریک و بد است
M5:10
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
انکار یا بدگویی از یک حقیقت درخشان و آشکار (مانند حسامالدین)، در واقع اهانت به آن حقیقت نیست، بلکه اعتراف به نقص و کوری باطنِ خودِ شخصِ منکر است.
این بیت، نتیجهٔ منطقی بیت قبلی است. مولانا در ابتدای دفتر پنجم، حسامالدین چلبی را به خورشیدی تشبیه میکند که وجودش نیازی به ستایش ندارد. او میگوید ستایش خورشید، در واقع ستایش چشم بینای خودمان است. در این بیت، مولانا قاعده را معکوس میکند: اگر مدح خورشید، مدح بیناییِ خود ماست، پس بدگویی و مذمت خورشید نیز چیزی جز اعلام کوری و نقص درونی خودمان نیست.
وقتی کسی نمیتواند نور حقیقت یا کمال یک انسان وارسته را ببیند و آن را انکار میکند، مشکل از آن حقیقت نیست؛ مشکل از «چشم» اوست که «کور و تاریک و بد» است. این کوری میتواند ناشی از حجابهای نفسانی، حسادت، یا عدم ظرفیت روحی باشد. مولانا با این تمثیل ساده نشان میدهد که واکنش ما به پدیدههای معنوی و انسانهای کامل، بیش از آنکه دربارهٔ آنها باشد، دربارهٔ وضعیت باطنی خود ماست. کسی که به خورشید ناسزا میگوید، در واقع به عالم و آدم اعلام میکند که من نابینا هستم.
- ذم
- مذمت، بدگویی، سرزنش کردن
- خَود
- کلاهخود، زرهی که بر سر میگذاشتند؛ در اینجا به معنای «خود» و «خویشتن» به کار رفته است.
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.