Citește› Daftar 5› Povestea sclavei care se deda la depravare cu măgarul stăpânei sale și îl învățase ca pe o capră sau un urs să practice depravarea omenească, introducând un dovleac în membrul măgarului pentru a nu depăși măsura. Stăpâna a aflat, dar nu a observat detaliul dovleacului. A trimis sclava departe sub un pretext și s-a unit cu măgarul fără dovleac, și a pierit în rușine. Sclava s-a întors târziu și s-a jeluit: „O, sufletul meu și o, lumina ochilor mei! Ai văzut membrul, dar nu ai văzut dovleacul! Ai văzut ce-i masculin, dar nu ai văzut ce-i feminin! Orice este incomplet este blestemat.” Adică, orice vedere și înțelegere incompletă este blestemată. Altfel, cei cu defecte fizice evidente sunt îndurați, nu blestemați. Citește: „Nu este nicio vină asupra orbului,” care neagă vina, negăcirea blestemului, negarea reproșului și a mâniei.› Distih 1414
M5:1414 — صاحب دام ابلهان را سر برید / وآن ظریفان را به مجلسها کشید
M5:1414
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
خداوند، انسانهای غافل و دنیادوست را که در دام دنیا اسیر شدهاند، هلاک میکند، اما عارفان و هوشمندان را که ارزش معنوی دارند، به بارگاه قرب و انس خود میخواند.
این بیت در ادامهی تمثیل دنیا به عنوان یک دام و انسانها به عنوان پرندگان بیان میشود. مولانا دو گروه از پرندگان (انسانها) را از هم جدا میکند:
-
پرندگان ابله (ابلهان): اینها عوام و غافلان هستند که فریفتهی «دانه» (لذتهای دنیوی) میشوند و در «دام» (دنیا) گرفتار میآیند. صاحب دام، که نماد خداوند یا قضا و قدر الهی است، آنها را سر میبرد. بیت بعدی توضیح میدهد که از این گروه «گوشت» به کار میآید (که از آنها گوشت میآید به کار). یعنی اینان صرفاً وجودی مادی و جسمانی دارند و پس از مرگ، هستی معنوی و اثری ماندگار از خود به جای نمیگذارند. سرنوشتشان فنا و نیستی است.
-
پرندگان ظریف (ظریفان): اینان عارفان و هوشمندانی هستند که فریب دانه را نمیخورند یا اگر هم در دام باشند، ارزششان به چیز دیگری است. «ظریف» در اینجا به معنای زیبا، خوشآواز و خوشخوان است. صاحب دام این پرندگان را نمیکشد، بلکه آنها را به «مجلس» خود میبرد تا از آواز و نالهی عاشقانهی آنها لذت ببرد (وز ظریفان بانگ و نالهٔ زیر و زار). این گروه، اهل معنا هستند و وجودشان برای «بانگ و ناله» یعنی ذکر، دعا، و بیان اسرار عشق الهی ارزشمند است. سرنوشت آنها راه یافتن به محفل انس و قرب الهی است.
بنابراین، این بیت تفاوت عاقبت انسان مادی و انسان معنوی را به تصویر میکشد. یکی برای «گوشت» و دیگری برای «آواز» است؛ یکی فانی و دیگری باقی.
- صاحب دام
- صاحب تله، شکارچی؛ در اینجا کنایه از خداوند یا مدبر عالم است.
- ابلهان
- نادانان، سادهلوحان؛ در اینجا منظور پرندگان غافلی است که به طمع دانه در دام میافتند.
- ظریفان
- زیبارویان، نکتهسنجان؛ در اینجا منظور پرندگان زیبا و خوشآوازی است که شکارچی آنها را برای آوازشان زنده نگه میدارد.
- مجلسها
- محفلها، بزمها؛ در اینجا کنایه از بارگاه قرب الهی و محفل انس است.
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.