Citește› Daftar 5› Interpretarea a ceea ce au spus magicienii lui Faraon la momentul pedepsirii lor: „Nu e niciun rău, ne întoarcem la Domnul nostru.” (Coran 26:50)› Distih 4139
M5:4139 — اندرین بحث ار خرد رهبین بدی / فخر رازی رازدان دین بدی
M5:4139
Înțeles · به زبانِ تو — Limba ta · AI
شناخت حقیقتِ «من» و رسیدن به مقام فنا از راه عقل و فلسفه ممکن نیست؛ اگر چنین بود، بزرگترین فیلسوفان و متکلمان مانند فخر رازی به این اسرار دست مییافتند.
مولانا در این بیت، به محدودیت عقل استدلالی در فهم عمیقترین مسائل عرفانی، یعنی بحث «انا» (منیت و خودی) و «فنا» (نیست شدن در حق)، اشاره میکند. او برای اثبات مدعای خود، از فخرالدین رازی، یکی از بزرگترین و نامدارترین فیلسوفان و متکلمان تاریخ اسلام، نام میبرد.
منطق مولانا ساده و در عین حال کوبنده است: اگر قرار بود با ابزار عقل و فلسفه بتوان به رازهای دین و حقیقت وجود دست یافت، قطعاً کسی شایستهتر از فخر رازی برای این کار نبود. او که به «سلطان المتکلمین» مشهور بود و در علوم عقلی سرآمد زمان خود به شمار میرفت، تمام عمر خود را صرف بحث و استدلال کرد. اما به باور مولانا، او نیز در نهایت به حقیقت نرسید، زیرا این راه، راهِ «چشیدن» و «تجربه» است، نه راه «اندیشیدن» و «بحث کردن».
این بیت در واقع نقدی است بر رویکرد فیلسوفان و متکلمانی که میکوشند با براهین عقلی، حقایق ایمانی و عرفانی را اثبات یا درک کنند. مولانا معتقد است که عقل در این وادی، نه تنها راهگشا نیست، بلکه خود مانع و حجاب است. حقیقت «انا»ی الهی تنها پس از فنای «انا»ی بشری آشکار میشود و این فنا، حالتی است که با پای استدلال نمیتوان به آن رسید؛ بلکه نیازمند عشق، تسلیم و تجربهی مستقیم است، همانطور که در بیت بعدی میگوید: «کی شود کشف از تفکر این انا؟ / آن انا مکشوف شد بعد از فنا».
- رهبین
- راهنما، کسی که راه را میبیند و نشان میدهد
- بدی
- میبود، بود (فعل بودن در زمان گذشته استمراری)
- فخر رازی
- ابوعبدالله محمد بن عمر بن حسین، متکلم، فیلسوف و مفسر بزرگ قرن ششم هجری
- رازدان
- آگاه به اسرار، محرم راز
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.