Citește Daftar 6 O poveste care susține aceeași idee Distih 1125

M6:1125 — چونک کردی دم او را آن طرف / گر رود پس پس رود تا مکتنف

چونک کردی دم او را آن طرفگر رود پس پس رود تا مکتنف
✦ Redați acest beyt în Română

M6:1125

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که دُم آن (اسب) را به سوی مقصد بچرخانی، / اگر عقب‌عقب هم برود، تا همان مقصد نهایی خواهد رسید. معنا: این بیت راهبردی را نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از نیروها و تمایلاتی که به ظاهر ما را از مقصود دور می‌کنند، برای رسیدن به همان مقصد بهره برد؛ کافی است که جهت‌گیری آن‌ها را تغییر دهیم.

شرح

این بیت در ادامهٔ حکایت اسبِ پس‌رویی می‌آید که مولانای بلخ آن را در مثنوی معنوی آورده است. حکایت چنین است که کسی از امیری اسبی طلب می‌کند، و امیر اسب اشهبی (اسبی با خال‌های سیاه و سفید) را به او معرفی می‌کند. مرد می‌گوید این اسب پس‌رو است و چموش. امیر پاسخ می‌دهد: «گفت دمش را به سوی خانه کن»؛ یعنی اگر عادتش عقب‌عقب رفتن است، تو آن را برگردان و دمش را به سمت مقصود خودت قرار بده تا حرکت پس‌رویش تو را به پیش ببرد. این بیت بیانگر نتیجه و راهکار نهایی این تمثیل است که: اگر دمش را به سوی مقصد بچرخانی، حتی اگر به عقب برود، تو را تا همان منزل و مکتنف می‌رساند.

من این داستان را کلیدِ فهم یکی از عمیق‌ترین معرفت‌های مولانا می‌دانم. بسیاری از صوفیان و زاهدان بر این باور بودند که غرایز و شهوات نفسانی باید ریشه‌کن شوند؛ یعنی باید مادهٔ شهوت، غضب و دیگر غرایض حیوانی را به‌کلی از وجود خود برکَنیم. اما مولانا قویاً با این رویکرد مخالف است. او نمی‌گوید اسب پس‌رو را بکُش، سرش را ببر، دورش بینداز یا ارزان بفروش. خیر، می‌گوید از آن استفاده کن! حتی از همین اسب سرکشِ پس‌رو نیز می‌توان برای رسیدن به مقصد بهره برد، تنها باید راهِ استفاده کردن را بلد بود.

این اندیشه دقیقاً در مقابل تعلیم بودایی نفی تمنا قرار می‌گیرد. بودایی‌ها بر این باورند که منشأ همهٔ رنج‌ها و آلام، خواستن است و راه رهایی در «نخواستن» است. سعدی در گلستان می‌گوید: «درویشی را گفتند دلت چه خواهد؟ گفت آنکه هیچ نخواهد.» این عیناً تعلیم بودایی‌ست. اما مولانا این را محال و نشدنی می‌داند. او می‌گوید نفی تمنا نه ممکن است و نه ضروری؛ بلکه باید متعلقِ تمنا را عوض کرد. اگر میل و شهوتی داری، آن را از خواسته‌های فرومایه و ناپایدار دنیوی برگردان و به سوی «عقبا» و خواسته‌های پایدار و معنوی سوق بده. شهوت فی‌نفسه بد نیست، اما «شهوت عقبی» گوهری گرانبهاست.

این بینش مولانا شباهت انکارناپذیری با نظریه «تصعید» (Sublimation) در روانکاوی فروید دارد. فروید معتقد بود که انرژی‌های لیبیدویی (غریزی) را نمی‌توان سرکوب کرد، بلکه می‌توان آن‌ها را به سمت فعالیت‌های والاتر و اجتماعی‌پسندتر هدایت و «تصعید» نمود. مولانا قرن‌ها پیش، همین نکته را با تمثیل شاخی که از درخت بریده می‌شود تا قوت به شاخه‌های دیگر برسد، یا بستن شهوت از نان (رغیف) تا از عقل شریف سر برآورد، توضیح می‌دهد. این هرس کردن و اصلاح، چیزی جز ارتقاء انرژی و جهت‌دهیِ مجدد نیست.

البته مولانا بین این اسبِ پس‌رو و اسب‌های رامی که از ابتدا پیش‌رو هستند، تمایز قائل می‌شود. او می‌گوید: «حبذا اسبان رام پیش‌رو / نه سپس‌رو، نه حرونی را گرو». یعنی آن اسبانی که ذاتاً رام و پیشرو هستند، مبارک‌اند. مثال موسی کلیم را می‌زند که در سیر حب، راه هفتصد ساله را چون پهنای گلیمی درنوردید. اما حتی اگر اسب نفسِ ما چنان نیست، مولانا یأس را جایز نمی‌شمارد؛ بلکه با تدبیر و تغییر جهت، راه رسیدن به مقصد را به ما نشان می‌دهد. اینجاست که می‌بینیم مولانای عارف، نه تنها یک معلم عرفان که یک روانشناس و مربی بزرگ هم هست که با ظرافت و درک عمیق از نفس انسان، راه اصلاح و تعالی را می‌آموزد.

نکات کلیدی

  • ریشه‌کن کردن غرایز و عواطف منفی راه چاره نیست؛ اصلاح و جهت‌دهی آن‌هاست.
  • هر جزء از وجود انسان، حتی آنچه ناپسند می‌نماید، می‌تواند در خدمت مقاصد عالی قرار گیرد.
  • شهوت (میل و تمایل)، اگرچه ممکن است به سوی دنیا باشد، قابل تبدیل به «شهوت عقبی» و تمایل به جاودانگی است.
  • حکمت مولانا در این بیت، پیش‌درآمدی بر نظریه «تصعید» فروید است؛ ارتقاء انرژی‌های فروتر به سطوح بالاتر.
  • کلید کنترل نفس، نه کشتن آن، بلکه چرخاندن دمش به سوی مقصد است، تا حرکت پس‌رویش به پیشروی بدل شود.

Sources: d6-s23 [00:21:00-00:23:21]

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.