Citește Daftar 6 Întrebarea unui interogator despre o pasăre așezată pe un zid de cetate: care parte a ei este mai importantă, mai prețioasă, mai nobilă și mai onorată – capul sau coada ei? Și răspunsul predicatorului către interogator, pe măsura înțelegerii sale. Distih 169

M6:169 — پیشه‌اش اندر ظهور و در کمون / اهد قومی انهم لا یعلمون

پیشه‌اش اندر ظهور و در کموناهد قومی انهم لا یعلمون
✦ Redați acest beyt în Română

M6:169

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیشه‌ی او در هر دو حالِ آشکار و پنهان این است: "خدایا، قومم را هدایت کن، زیرا که نمی‌دانند."

معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که رسالت پیامبر اسلام، چه در زمان حیات و چه پس از آن، چیزی جز هدایت‌گری و طلب بخشش برای ناآگاهان نیست. او همواره برای هدایت انسان‌ها دعا می‌کند، حتی برای کسانی که به او آسیب زدند.

شرح

این بیت، چکیده‌ایست از نبوت‌شناسی مولانا و ماهیت رسالت پیامبر اسلام، خصوصاً در پیوند با بحث شفاعت و خاتمیت. وقتی مولانا می‌گوید «پیشه‌اش اندر ظهور و در کمن»، مرادش این است که شغل و کار اصلی پیامبر، چه در عالم آشکار و چه در عالم پنهان، یک چیز است و آن هم هدایت‌گری‌ست. «ظهور» اشاره به دوران حیات جسمانی ایشان دارد که به شکل مستقیم و علنی به راهنمایی مردم می‌پرداختند. اما «کمن» نکته‌ای بسیار عمیق‌تر را در خود نهفته است؛ یعنی حتی پس از رحلت جسمانی پیامبر، سلسله‌ی هدایت باطنی و ولایت ایشان برقرار است. این همان «دست پیر از غائبان کوتاه نیست» است که در دفتر اول خوانده‌ایم. ولایت باطنی پیامبر تا امروز نیز دل‌های مستعد را شکار می‌کند و به راه می‌آورد، همچنان که دوست کانادایی من، خود را صید و شکار پیامبر می‌دانست. این تمایزی بنیادین میان مکاتب الهی و مکاتب بشری‌ست؛ پیامبران پس از فوت جسمانی نیز حضور روحانی و هدایت‌بخش خود را حفظ می‌کنند.

سپس مولانا، این پیشه‌ی هدایت‌گری را با نقل قولی مستقیم از پیامبر پیوند می‌زند: «اهد قومی انهم لا یعلمون». این جمله، دعایی‌ست که پیامبر در غزوه اُحد، در اوج رنج و آزاری که از قوم خود دید، بر زبان آورد. در حالی که یارانش خواستار لعنت بر ستمکاران بودند، او دست به دعا برداشت و گفت: «خدایا قوم مرا هدایت کن، زیرا نمی‌دانند.» مولانا بر نکته‌ای ظریف تأکید می‌کند: پیامبر حتی طلب بخشش نکرد، بلکه هدایت خواست، چرا که ریشه‌ی کج‌روی و ستمگری آنان را در نادانی و ناآگاهی می‌دید. این نشان می‌دهد که پیامبر جز هدایت انسان‌ها، هیچ پیشه‌ی دیگری ندارد و این دعا، عصاره‌ی رسالت اوست که در هر دو عالم، آشکار و پنهان، جاری‌ست.

این مفهوم هدایت و شفاعت در هر دو جهان جاری است. در این جهان، پیامبر شفیع ماست تا «ره‌مان نما» یعنی ما را هدایت کند؛ و در آن جهان، شفیع ماست تا «مه‌مان نما»، یعنی مقام و مرتبه‌ی ما را بالا ببرد. حتی اگر شفاعت را نه برای آمرزش گناهان (که معتزله بدان باور داشتند) بلکه برای رفعت مقام بدانیم، اصل یاری‌رسانی و دستگیری پیامبر محفوظ است. این «دم» پیامبر، یعنی نفس هدایت‌گر او، است که در دو عالم، باب‌ها را گشوده و دعوت او مستجاب است. همین شفاعت پیوسته و هدایت‌گری بی‌نظیر است که او را «خاتم» ساخته است؛ نه صرفاً به معنای آخرین بودن، بلکه به معنای اوج گرفتن و به نهایت مراتب نبوت رسیدن که دیگر هیچ کسی به پای او نخواهد رسید.

نکات کلیدی

  • رسالت پیامبر اسلام در همه حال (آشکار و پنهان) تنها هدایتگری‌ست.
  • ولایت باطنی پیامبر حتی پس از رحلت جسمانی نیز ادامه دارد و دل‌های مستعد را جذب می‌کند.
  • دعای پیامبر در اُحد، «اهد قومی انهم لا یعلمون»، عصاره‌ی دلسوزی و تمرکز او بر ریشه‌ی نادانی انسان است، نه صرفاً گناه.
  • نقش شفیع بودن پیامبر در این جهان به معنای هدایت و در جهان دیگر به معنای رفعت مقام است.
  • خاتمیت پیامبر به معنای رسیدن او به بالاترین مرتبه و بی‌نظیر بودن در جود و هدایت است، نه فقط پایان‌بخش سلسله انبیا بودن.

Sources: d6-s05 · 10:10 d6-s05 · 11:11 d6-s05 · 14:16 d6-s05 · 15:11 d6-s05 · 16:16 d6-s05 · 17:26 d6-s04 · 00:58

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.