Citește Daftar 6 Toată cartea Al-Muwatta’ al-Karim (Cel Consolidat, Nobil) Distih 18

M6:18 — قهر سرکه لطف هم‌چون انگبین / کین دو باشد رکن هر اسکنجبین

قهر سرکه لطف هم‌چون انگبینکین دو باشد رکن هر اسکنجبین
✦ Redați acest beyt în Română

M6:18

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: قهر سرکه، از جنس لطفِ انگبین است؛ زیرا این دو، پایه‌های هر سکنجبین‌اند. معنا: این بیت بیان می‌کند که عناصر به ظاهر متضادِ قهر و لطف، یا ترشی و شیرینی، اجزای ضروری هر نظام متعادلی هستند که با هم آمیخته می‌شوند تا یک کلِ سودمند را شکل دهند.

شرح

من بر این باورم که این بیت، یک نکته‌ی کلیدی در باب جهان‌بینی مولانا را به دست می‌دهد؛ نکته‌ای که در سراسر مثنوی و در نگاه او به هستی جاری است. مولانا در اینجا به تمثیل نیکوی سکنجبین متوسل می‌شود تا ترکیب اضداد و تضادها را در عالم هستی و در حقیقت ذات الهی شرح دهد. این یک درس بزرگ معرفتی است که چگونه از دلِ ناهمواری‌ها و دشواری‌ها می‌توان تعادل و خیر برآورد.

همان‌طور که می‌دانید، سکنجبین شربتی است که از ترکیب سرکه و انگبین (یا شکر) تهیه می‌شود. سرکه ترش و سرد است و انگبین شیرین و گرم. اگر هر یک به تنهایی مصرف شود، ممکن است برای برخی مزاج‌ها زیان‌آور باشد؛ اما ترکیب این دو، یک معجون معتدل و مفید می‌آفریند که خواص هر دو را دارد و عیوبشان را خنثی می‌کند. این نه فقط یک درس در باب طب قدیم و مزاج‌شناسی است، بلکه نمادی از وحدت و هماهنگی در کثرت عالم است.

مولانا در واقع می‌گوید که در عالم هستی، «قهر» و «لطف» الهی همواره در کنار هم حضور دارند. سرکه مظهر قهر و خشم و تلخی است، و انگبین نماد لطف و بخشایش و شیرینی. اما نکته اینجاست که هیچ یک را نمی‌توان از عالم حذف کرد یا دیگری را بر آن ترجیح داد. این دو، ارکان اصلی عالم‌اند، همان‌گونه که اجزای ضروری سکنجبین. جهان، جهانِ تضادهاست که از دل این تضادها، تعادل و زیبایی پدید می‌آید. این نیست که یکی را حذف کنیم تا دیگری تنها بماند؛ همچنان که ماه نورافشانی می‌کند و سگ‌ها غوغا، و هر یک در جای خود کاره‌ای هستند و نظمی از جمعِ اینها حاصل می‌شود.

پس نمی‌توان گفت چون لطف و شیرینی داریم، قهر و تلخی را نمی‌خواهیم. یا برعکس. اتفاقاً حکمت تدبیر الهی و راز خلقت در این است که این دو درهم آمیخته‌اند و از ترکیبشان «شیء ثالث مفیدی» پدید می‌آید که نه زیان این را دارد و نه آن را، و فواید هر دو را در خود جمع کرده است. این نگاه متوازن به هستی، مانع از آن می‌شود که ما در مقابل سختی‌ها و ناگواری‌ها تسلیم شویم یا گمان کنیم اینها بی‌هدف و عبث‌اند.

نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که از دیدگاه جهان‌بینی دینی، هیچ‌یک از پدیده‌هایی که به نظر ما "بد" یا "خشن" یا "مضر" می‌آیند، بی‌حساب و کتاب و خودسرانه پدید نیامده‌اند. حتی اگر گاهی برای آدمیان رنج و زیان داشته باشند، این بدان معنا نیست که بیهوده خلق شده‌اند یا باید از صحنه هستی محو شوند. این تصور که ما معیار و محور آفرینش هستیم و همه چیز باید دور سر ما بگردد، خطایی بزرگ است. خداوند در هر لحظه در شأنی است و قهر و لطف او دائم در جهان جاری است. گاهی قهر او غلبه می‌کند، گاهی لطف، و گاهی این دو با هم همکاری می‌کنند تا نظامی معتدل و متوازن پدید آورند.

مولانا مثال نوح را می‌آورد: قوم او نهصد سال بر سرش «سرکه» می‌ریختند؛ یعنی تلخی و مخالفت و عناد. اما خداوند «قند» لطف و کرم خود را بر نوح می‌افزود. حتی در اوج «سرکه»‌ی اهل عالم، «قند» الهی قوت می‌گرفت. این یعنی حتی در شرایط سخت و ناگوار، لطف الهی در کار است و آنچه مهم است، رویکرد ما به این ترکیب است تا بتوانیم از آن «سکنجبین» سعادت بسازیم. این جهان پر از این سکنجبین‌هاست؛ ما باید چشم بینا داشته باشیم که آن‌ها را ببینیم و با آن‌ها زیست کنیم.

نکات کلیدی

  • قهر و لطف الهی همچون سرکه و انگبین، ارکان جدایی‌ناپذیر عالم‌اند.
  • حکمت در نفی یکی و اثبات دیگری نیست، بلکه در آمیختن و ایجاد تعادل از تضادهاست.
  • سکنجبین نمادی از آفرینشِ شیء ثالث مفید از ترکیب اضداد است.
  • پدیده‌های به ظاهر "بد" یا "خشن" در جهان، بی‌حساب و کتاب نیستند و در نظام کلی خلقت جای دارند.
  • وجود قهر الهی مانع از جریان لطف او نیست؛ هر دو همواره در عالم حاضرند و با هم عمل می‌کنند.

Sources: d6-s01 · 00:47:25 d6-s01 · 00:50:51 d6-s01 · 00:55:19

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.