Citește Daftar 6 Miracolul lui Hud (pacea fie asupra lui) în salvarea credincioșilor comunității la venirea vântului Distih 2192

M6:2192 — پادشاهی را خدا کشتی کند / تا به حرص خویش بر صفها زند

پادشاهی را خدا کشتی کندتا به حرص خویش بر صفها زند
✦ Redați acest beyt în Română

M6:2192

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خداوند پادشاهی را همچون کشتی نجات به کار می‌گیرد، تا او با حرص و آز خود، به دشمنان حمله کند و صفوفشان را درهم شکند. معنا: این بیت بیانگر آن است که خداوند گاهی از حاکمان ستمگر، ناخواسته برای حفظ امنیت و دفع شر استفاده می‌کند، به طوری که حتی انگیزه‌های خودخواهانهٔ آن حاکمان به خیری برای مردم منجر می‌شود.

شرح

این بیت کلیدی، گوهری از حکمت مولاناست که پرده از یک «وارونگی» عمیق در تدبیر الهی برمی‌دارد. مولانا اینجا به ما می‌آموزد که ظاهر امور غالباً فریبنده است؛ گاهی آنچه در نظر ما شر یا ستم می‌نماید، در باطن و در طرح کلی آفرینش، خود وسیله‌ای برای خیر و نجات است. این نه تنها یک مشاهدهٔ جامعه‌شناسانه یا روان‌شناسانه است، بلکه یک درس عمیق الهیاتی دربارهٔ نحوهٔ عمل خداوند در عالم است.

مثال مشخص مولانا، پادشاهی جبار است. این پادشاه نه از سر دلسوزی برای رعیت، بلکه صرفاً برای تحکیم قدرت و نمایش شوکت خود، به نبرد با دشمنان می‌پردازد. حرص او به قدرت، انگیزه‌ای کاملاً خودخواهانه است، اما نتیجهٔ این نبرد و دفع دشمنان، امنیت و آرامش برای مردم است. در واقع، خداوند این حاکم را، با وجود نیات ناخالصش، به مثابهٔ «کشتی نجات» برای قومش به کار می‌گیرد. این کشتیِ نجات، در جامه‌ای از جبروت و حتی ظلم آشکار می‌شود.

این تحلیل بی‌درنگ ذهن را به آیهٔ شریف قرآن در سوره حج می‌برد که می‌فرماید: «لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و مساجد یذکر فیها اسم الله»؛ یعنی اگر خداوند برخی از مردم را به واسطهٔ برخی دیگر دفع نمی‌کرد، دیرها و کلیساها و کنیسه‌ها و مساجدی که نام خدا در آن‌ها بسیار برده می‌شود، ویران می‌شد. این آیه، یک اصل کلی را بیان می‌کند که نظم و بقای تمدن انسانی، حتی در ابعاد معنوی، گاه از دل تعارضات و دفع و کشمکش‌های میان انسان‌ها بیرون می‌آید. خداوند از انگیزه‌های پیچیده و گاه تیرهٔ بشری، در جهت خیر عمومی استفاده می‌کند.

مولانا در این مقام، نظریهٔ «انسان بما هو انسان» را پیش می‌کشد. طبیعت آدمی چنان سرشته شده که سودجو، قدرت‌طلب و توسعه‌طلب است. این غرایز ذاتی بشر، به نبرد و رقابت میان قدرتمندان می‌انجامد. دو پادشاه در یک اقلیم نمی‌گنجند و هر یک دیگری را دفع می‌کند. در این کشاکش، که ذاتاً برآمده از میل به حفظ بقا و برتری است، منافعی برای دیگران حاصل می‌شود. این پادشاهان، بدون قصد خیرخواهی، به خاطر منافع خویش، امنیتی را برای رعیت فراهم می‌آورند.

این شیوهٔ تدبیر الهی، همچنین در مثال‌های دیگر مولانا بسط می‌یابد، نظیر خرِ آسیاب یا گاوی که گردونه می‌کشد. این حیوانات نه برای تولید روغن یا حمل بار، بلکه صرفاً از ترس شلاق و زخم به حرکت درمی‌آیند. اما همین ترس و میل به خلاصی از آزار، منجر به چرخش آسیاب و حرکت بار می‌شود و فواید بسیاری را برای انسان به ارمغان می‌آورد. این تصویر، تأکید می‌کند که عمل الهی، حتی در کمترین و ناخودآگاه‌ترین اعمال مخلوقات، جاری است و نظم کلی عالم را حفظ می‌کند. این نگاه، تعبیری ظریف از توحید افعالی است که نشان می‌دهد چگونه خدا از علل طبیعی و اراده‌های جزئی، نتایج کلی و خیرمند به بار می‌آورد، بدون آنکه آزادی یا انگیزه‌های اصلی فاعل را نفی کند.

نکات کلیدی

  • خداوند گاهی از شرّ و انگیزه‌های خودخواهانه، خیر و صلاح عمومی را رقم می‌زند.
  • ظاهر امور فریبنده است؛ آنچه بلا می‌نماید، می‌تواند در باطن لطف الهی باشد.
  • کشمکش میان جباران، بی‌آنکه خود قصد کنند، به حفظ نظم و امنیت در جامعه منجر می‌شود.
  • این تدبیر الهی، مثالی از وارونگی عمل خداوند در عالم است که از علل جزئی، نتایج کلی می‌آفریند.

Sources: d6-s50 · 01:12:29 d6-s50 · 01:15:02 d6-s50 · 01:19:18

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.