Citește Daftar 6 Povestea celor trei călători – un musulman, un creștin și un evreu – și cum au găsit hrană într-un loc. Creștinul și evreul erau sătui și au spus: „Vom mânca asta mâine”. Musulmanul, care ținea post, a rămas flămând pentru că era învins Distih 2425

M6:2425 — عاقلان را چون بقا آمد ابد / پس به معنی این جهان باقی بود

عاقلان را چون بقا آمد ابدپس به معنی این جهان باقی بود
✦ Redați acest beyt în Română

M6:2425

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هنگام که برای خردمندان، بقا و جاودانگی حاصل آمد، آنگاه به معنای واقعی، همین جهان نیز ابدی گشت. معنا: این بیت می‌گوید که برای کسانی که به حکمت واقعی دست یابند و بقای ابدی را درک کنند، نه تنها خودشان جاودانه می‌شوند، بلکه جهان مادی نیز برایشان معنایی ابدی و پایدار پیدا می‌کند.

شرح

این بیت، از آن ابیاتی است که گویی مولانا تمام عالم را یکباره در آغوش می‌گیرد و نظریهٔ خود را در باب هستی و هستی‌شناسی ارائه می‌دهد. او در اینجا میان دو مفهوم کلیدی تفکیک می‌کند: «صورت» و «معنا»، و این اساس فهم ما از مثنوی و جهان‌بینی مولاناست. بارها تأکید کرده‌ام که مولانا پیوسته از صورت عبور می‌کند و به معنا می‌رسد. جهان، برای ما صورت‌بینان، کاروانسرایی است که مسافرانش موقت‌اند و هر دم از هم می‌گسلند؛ خانه‌ای‌ست که ناپایدار است و فناپذیر. اما آیا این به معنای عدم بقای جهان است؟ مولانا می‌گوید: نه! برای «عاقلان»، یعنی خردمندانی که به عمق معنای پدیده‌ها راه یافته‌اند و از ظواهر فریبنده فراتر رفته‌اند، این جهان نیز «باقی» است.

منظور از این «باقی بودن» چیست؟ آیا جهان مادی برای «عاقلان» فنا ناپذیر می‌شود؟ هرگز! مولانا هرگز حقیقت فناپذیری جسم و مادیت را انکار نمی‌کند. آنچه باقی می‌ماند، «معنای» این جهان است. برای کسی که چشم دلش باز شده باشد و روحش به بقای ابدی پیوسته باشد، این جهان دیگر یک سلسله تصادفات بی‌معنی و پدیده‌های گسسته نیست؛ بلکه آیینهٔ تمام‌نمای جمال و جلال حق است، کلاسی است برای آموزش روح، و میدانی برای تجلی عشق الهی. هر جزئی از این عالم، از نگاه عاقل، نشانه‌ای ابدی از حقیقت بی‌زوال است.

این همان تفاوتی است که میان «جدایی» و «تنهایی» قائل شدم. جهان ممکن است «جدایی» بیاورد، یعنی ما را از اصل خویش دور کند، اما هرگز ما را در «تنهایی» رها نمی‌کند. «تنهایی» یک حس اگزیستانسیالیستی است که جهان را بی‌هدف و بی‌معنا می‌بیند؛ اما «جدایی» از سرِ حضور است، از سرِ یادکرد یک اصل یگانه که گرچه غایب است، اما حضوری غنی دارد. «عاقلان» این حضور را در بطن غیبت، و این بقا را در متن فنا می‌بینند.

برای مولانا، روح «اصل» است و بدن «فرع»، «کف دریاست صورت‌های عالم / ز کف بگذر اگر اهل صفایی». اگر صورت‌ها کف دریا باشند، معنا همان دریای بی‌کران است. برای «عاقلان»، خودِ این کف هم، اگر به دیدهٔ معنا نگرند، جزءِ لاینفکِ دریا و تجلی‌گاه آن است. آنان با هر موج، خودِ دریا را مشاهده می‌کنند.

این بینش، برآمده از این تعلیم محوری مولاناست که ما باید «صوفی ابن‌الوقت» باشیم، یعنی فرزند لحظهٔ حال. اگرچه در نگاه حافظ، «یاد باد» و گذشته حضور پررنگی دارد و او از فراق و هجران می‌نالد، مولانا به ما می‌آموزد که جاودانگی نه در گذشته است و نه در آینده، بلکه در همین اکنونِ ابدی نهفته است. عاقل کسی است که این «اکنونِ» فناپذیر را به «اکنونِ» ابدی وصل می‌کند و از آن یک حقیقت پایدار می‌سازد. برای او، هر پاره‌ای از زمان و هر جلوه‌ای از مکان، دریچه‌ای به سوی ابدیت است. پس، «به معنی این جهان باقی بود»؛ یعنی این جهان از آن حیث که حامل معناست و برای عاقلانِ واصل به بقا، آئینهٔ آن بقای ابدی است، خود نیز باقی و جاودان است.

نکات کلیدی

  • این جهان از منظر خردمندان (عاقلان)، به معنای حقیقی کلمه «باقی» است، نه از جهت ظاهری و مادی.
  • آنچه در جهان فانی می‌شود «صورت» آن است، اما «معنا» و رسالت وجودی آن برای اهل بصیرت جاودانه است.
  • مولانا بین «جدایی» (از اصل) و «تنهایی» (بی‌هدفی وجود) تمایز قائل است؛ جهان ممکن است جدایی بیاورد، اما هرگز به تنهایی محض نمی‌انجامد.
  • بقا و جاودانگی، نه فقط در دنیای پسین، بلکه برای عاقلان در همین اکنونِ ابدی قابل تجربه و شهود است.
  • روح «اصل» و بدن «فرع» است؛ وقتی روح به بقا پیوست، جهان نیز از منظر آن روحِ باقی، معنایی باقی و ابدی می‌یابد.

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.