Citește Daftar 6 Povestea sclavului indian care se îndrăgostise în secret de fiica stăpânului său. Când fata a fost logodită cu fiul cel mare al stăpânului, sclavul a aflat, s-a îmbolnăvit și se topea, iar niciun medic nu-i găsea cauza bolii, iar el nu îndrăznea să vorbească. Distih 264

M6:264 — کارْ تقوی دارد و دین و صلاح / که ازو باشد بدو عالم فلاح

کارْ تقوی دارد و دین و صلاحکه ازو باشد بدو عالم فلاح
✦ Redați acest beyt în Română

M6:264

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنچه اهمیت دارد تقوا و دین و صلاح است، / که از آن‌ها سعادت و رستگاری در هر دو جهان حاصل می‌شود. معنا: این بیت بیان می‌کند که ارزش حقیقی و راه رسیدن به سعادت در دنیا و آخرت، نه در ثروت، زیبایی یا حسب و نسب ظاهری، بلکه در کیفیت‌های درونی تقوا، دینداری و نیکوکاری نهفته است.

شرح

مولانا در این بیت، که از زبان خواجه‌ای حکیم در حکایت غلام هندو بیان می‌شود، معیار حقیقی ارزش و اهمیت را معرفی می‌کند. بی‌تردید، خواجه در حال انتخاب دامادی برای دخترش، معیارهایی چون مال، حسب و نسب، و زیبایی صورت را رد می‌کند؛ او می‌گوید «مال را نبود ثبات»، «حسن صورت هم ندارد اعتبار» و «سهل باشد نیز مهترزادگی». اما این‌ها تنها صورت‌های ظاهری و بی‌دوام‌اند. نکتهٔ کانونی اینجاست که مولانا حتی هنر و دانش را، اگر از بصیرت تهی باشد، نقد می‌کند و می‌فرماید: «پر هنر را نیز اگر باشد نفیس / کم پرست و عبرتی گیر از بلیس». این «پر هنر» بودنِ ابلیس، که عالم و معلم ملائکه بود، اما از آدم جز «نقش طین» ندید، نشانگر خطری بزرگ است: صورت‌نگری و تقلیل‌گرایی.

من بارها گفته‌ام که این خطر تقلیل‌گرایی، بلای جان علم‌گرایی امروز ماست. مولانا خود به صراحت می‌گوید: «گرچه دانی دقت علم امین / زان ت نکشاید دو دیدهٔ غیب‌بین». دانش دقیق و امین، هرچند ارزشمند است، اما به خودی خود «دیدهٔ غیب‌بین» را نمی‌گشاید. انسان را در حصار علت و معلول‌های مادی و طبیعی نگه می‌دارد و هر چیز را تقلیل به همان می‌کند. این دیدگاه سطحی، تنها «دستار و ریش» را می‌بیند و از حقیقت باطنی غافل می‌ماند، همان‌گونه که ابلیس از روح آدم غافل شد و تنها گل او را دید.

از دید مولانا، «کار» اصلی — و منظور از «کار» در اینجا «اهمیت» است، همان‌طور که در فارسی قدیم مرسوم بوده و امروزه ما به جایش «اهمیت» به کار می‌بریم — در کیفیت‌هایی ورای صورت و ظاهر است: «تقوا، دین و صلاح». این‌ها جوهر وجود آدمی‌اند، اصولی بنیادین که به جان، عمق و غنا می‌بخشند. این‌ها هستند که آدمی را از «صورت‌نگری» می‌رهانند و «دیدهٔ غیب‌بین» می‌دهند. تنها از این راه است که فلاح و رستگاری در هر دو عالم میسر می‌شود؛ نه فقط سعادت دنیا، و نه صرفاً سعادت آخرت، بلکه سعادتی جامع و همه‌جانبه که از ریشه‌ای عمیق و اصیل برمی‌خیزد. این تعلیم مولوی، نقد بنیادین هرگونه قضاوت بر اساس ظواهر است و دعوت به رجوع به باطن و جوهر وجودی انسان.

نکات کلیدی

  • اهمیت حقیقی (کار) در کیفیت‌های درونی مانند تقوا، دین و صلاح نهفته است، نه در ثروت، زیبایی یا نسب ظاهری.
  • مولانا حتی دانش و مهارت صرف را، اگر از بصیرت معنوی تهی باشد، ناکافی و حتی گمراه‌کننده می‌داند (با مثال ابلیس).
  • تکیه بر ظواهر (صورت‌نگری) مانع از دیدن حقایق باطنی و معنوی (دیدهٔ غیب‌بین) می‌شود.
  • علم دنیوی، هرچند دقیق، محدود است و نمی‌تواند چشم انسان را به حقایق غیبی بگشاید.
  • فلاح و رستگاری در هر دو جهان (دنیا و آخرت) نتیجهٔ مستقیم تقوا، دینداری و صلاح است.

Sources: d6-s08 · 27:30 d6-s08 · 28:12 d6-s08 · 24:03

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.