Citește Daftar 6 Despre înțelesul general al acestui verset: „Ori de câte ori ei aprindeau un foc pentru război…” Distih 355

M6:355 — چون نبودش تخم صدقی کاشته / حق برو نسیان آن بگماشته

چون نبودش تخم صدقی کاشتهحق برو نسیان آن بگماشته
✦ Redați acest beyt în Română

M6:355

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون بنده بذر صدق و راستی نکاشته بود، حق تعالی فراموشیِ آن پیمان را بر او گماشت.

معنا: مولانا می‌فرماید چون انسان در درون خود بذر صداقت و تعهد راستین نکارده بود، خداوند فراموشیِ آن عهد را بر او مسلط کرد تا از یاد ببرد.

شرح

من معتقدم این بیت در مثنوی، یک اشارت بسیار عمیق و کلیدی به ماهیت اراده و فراموشی در مسیر سلوک دارد. مولانا اینجا مستقیماً به داستان آدم در قرآن کریم و سوره طه رجوع می‌کند که می‌فرماید: «و لقد عهدنا الی آدم فنسی و لم نجد له عزما»؛ یعنی ما با آدم عهدی بستیم، اما او فراموش کرد و در او عزمی نیافتیم. این فراموشیِ آدم، نه از سرِ سهو صرف، بلکه حاصلِ نبودِ «تخم صدق» است. صدق اینجا به معنای راستی و خلوص نیت در پایبندی به عهد است؛ به عبارت دیگر، نبودِ اراده‌ای راسخ و پایدار، زمینه‌ساز نسیان می‌شود.

من این را بارها گفته‌ام که ما فرزندان همان آدم هستیم و برقِ عصیانی که بر آدمِ صفی زد، دامنگیر ما نیز می‌شود. این بیت به ما می‌آموزد که فراموشی و سست‌عزمی، پیامدِ درونی‌نکردنِ صدق است. یعنی اگر ما توبه‌ای می‌کنیم یا تصمیمی می‌گیریم، اما دلِ ما از ناخالصی‌ها پاک نشده، احتمال بازگشت به خطاهای پیشین همواره وجود دارد. اینجاست که مولانا از «بیگانگان» سخن می‌گوید؛ آن «منِ» آلوده‌ای که در درون ما لانه کرده و خودِ خالصِ ما را به گروگان گرفته است. ما گاهی خود را با این بیگانگان اشتباه می‌گیریم، این همان الیناسیون یا از خودبیگانگی است که خود را «عوضی گرفتن» است.

مولانا با تمثیل آن دزدِ شب که ستاره‌های آتش‌زنه را خاموش می‌کند، این حقیقت را روشن می‌سازد. می‌بینی، یک جرقه از صدق در دلت می‌زند، یک تصمیم برای راستی، اما اگر دزدِ درون، یعنی همان بیگانگانِ نفس، بیرون رانده نشده باشند، این جرقه را یک به یک خاموش می‌کنند. حق تعالی «نسیان آن بگماشته»؛ این به معنای آن نیست که خدا ظالمانه کسی را دچار فراموشی می‌کند، بلکه به این معناست که خودِ نبودِ صدق در ساحتِ ارادهٔ بنده، اقتضای فراموشی را از سوی حق فراهم می‌آورد. این یک اصل مکانیزمِ معنوی است: هرگاه بنده، صدقِ تام و تمام در دل نکاشت و اراده‌اش سست بود، خداوند نیز در نتیجهٔ این سستی، راهِ فراموشیِ آن عهد را بر او هموار می‌کند تا به اختیار و ارادهٔ خود، مسیر کژ را بپیماید. تنها راه برای یگانه شدن با خود و بیرون راندن این بیگانگان، از نظر مولانا، همان راهِ عاشقی و خلوص است.

نکات کلیدی

  • فراموشیِ عهد معنوی، نتیجهٔ مستقیم نبودِ «صدق» و خلوص نیت در دل است.
  • سست‌عزمی و عدمِ ارادهٔ راسخ، منجر به نسیان و بازگشت به خطاهای گذشته می‌شود.
  • انسان باید بیگانگان و ناخالصی‌های درونی را از خود بزداید، وگرنه هر جرقهٔ صدق توسط دزدِ درون خاموش خواهد شد.
  • این بیت به داستان آدم در قرآن و عدم عزم او اشاره دارد و ماهیت انسان را در برابر عهد الهی تبیین می‌کند.
  • حق تعالی نسیان را می‌گمارد؛ نه از سر ظلم، بلکه به عنوان نتیجهٔ قهری فقدان صدق و ارادهٔ خالص در بنده.

Sources: d6-s09 · 00:14:04

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.