Citește Daftar 6 Explicarea modului în care gnosticul cere ajutor din izvorul vieții eterne și devine independent de cererea de ajutor și atracția din izvoarele apelor infide, a căror marcă este detașarea de casa iluziei. Căci atunci când omul se bazează pe ajutoarele acelor izvoare, în căutarea izvorului veșnic el slăbește mereu. Un râu subteran în sufletul tău este necesar, pentru că de la cele împrumutate nu se deschide nicio ușă. O fântână cu apă din interiorul casei este mai bună decât un râu care vine din afară Distih 3620

M6:3620 — هم خر و خرگیر اینجا در گلند / غافلند این‌جا و آن‌جا آفلند

هم خر و خرگیر اینجا در گلندغافلند این‌جا و آن‌جا آفلند
✦ Redați acest beyt în Română

M6:3620

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هم خر و هم آنکه او را می‌راند اینجا در گِل فرو رفته‌اند؛ اینجا (در دنیا) هر دو غافلند و آنجا (در آخرت) ستارهٔ بختشان افول کرده است. معنا: مولانا می‌گوید هم فریب‌خوردهٔ نادان و هم فریب‌کارِ ره‌زن، در این دنیا در یک گرفتاری مشترک گرفتارند و هر دو از حقیقت غافل‌اند، و در سرای دیگر نیز هیچ رستگاری و آینده‌ای نخواهند داشت.

شرح

این بیت، تصویری گویا از سرنوشت مشترک فریب‌کار و فریب‌خورده به دست می‌دهد، مضمونی که مولانا پیش‌تر با تعبیر «فاعل و مفعول» و «راه‌زن و راه‌زده» به آن اشاره کرده بود. من صریحاً می‌گویم که این دو گروه، هر دو در روز شمار «روسیاه‌اند و حریف سنگسار». این بیت، همان حکم را با استعاره‌ای زنده‌تر بیان می‌کند.

مولانا در اینجا دو واژه کلیدی «گول» و «غول» را تمییز می‌دهد تا مخاطب را به عمق بیشتری از حقیقت رهنمون شود. «گول» به معنای آدم احمق یا ساده‌لوح است که فریب می‌خورد، و «گول زدن» به معنای فریب دادن و از سادگی کسی سوءاستفاده کردن. در ادبیات ما، فراوان است: «تو مرا گول گرفتی که سلیمم، سر مردم». اما «غول» به معنای فریب‌کار و راه‌زن است؛ همان حیوان افسانه‌ای که در بیابان‌ها به شکل آدمی درمی‌آمد و مسافران را به گمراهی می‌انداخت. نظامی در هفت پیکر، قصه‌ای دلنشین از میهمانی غولان بازگو می‌کند که چگونه گمگشته‌ای در باغ و کاخی پر از پری‌رویان و خوردنی‌ها از خود بی‌خود می‌شود و صبحگاه خود را در بیابان برهوت می‌یابد.

با این توضیح، مصراع اول «هم خر و خرگیر اینجا در گلند» روشن می‌شود: «خر» استعاره از همان «گول» یا فریب‌خوردهٔ نادان است که به سادگی در مسیری غلط می‌افتد و «خرگیر» کنایه از «غول» یا فریب‌کارِ ره‌زن است که دیگری را به بیراهه می‌کشاند. هر دو گروه، یعنی هم آنکه فریب می‌خورد و هم آنکه فریب می‌دهد، در این دنیا «در گل» گیر افتاده‌اند؛ یعنی در ورطهٔ واحدی از بدبختی و عواقب کردار خویش گرفتار آمده‌اند. وضعیتشان همسان است و راه خلاصی ندارند، چرا که «گول را و غول را کو را فریفت / هر دو از خلاص و فوز می‌باید شکیفت»؛ نه برای فریفته‌شده نجاتی است و نه برای فریفتار ظفری.

مصراع دوم، «غافلند این‌جا و آن‌جا آفلند»، بر غفلت هر دو گروه در این دنیا و افول ابدی‌شان در جهان دیگر تأکید می‌کند. «این‌جا» به این جهانِ محسوس اشاره دارد که در آن، هر دو گروه از حقیقت هستی و سرانجام اعمالشان «غافل» هستند. غفلت، کلیدواژه‌ای عمیق در عرفان است؛ ندانستن یا نخواستن دانستن سرنوشت نهایی. این غفلت در دنیا، نتیجه‌ای در آخرت دارد: «آن‌جا» یعنی در سرای دیگر، هر دو «آفلند». افل به معنای غروب‌کننده و رو به زوال است، همان‌طور که ستاره‌ای که می‌افتد، دیگر روشنایی ندارد. من این را در سخنرانی‌ها توضیح داده‌ام که «ستاره بختشان افول می‌کند، غروب می‌کند و در چاه ظلمانی شب برای ابد فرو می‌افتند.» بنابراین، نه تنها در این دنیا در گِل‌مانده و گرفتارند، بلکه در جهان دیگر نیز ستاره اقبالشان برای همیشه فرومی‌نشیند و در تاریکی ابدی فرو خواهند رفت.

این حکم کوبنده مولانا، نشان می‌دهد که در محکمهٔ عدل الهی، تنها نیت و آگاهی نیست که معیار داوری است، بلکه نتایج اعمال نیز به یک اندازه اهمیت دارد. فریب‌خورده نیز به دلیل غفلت و عدم بیداری، از عواقب عمل خود در امان نیست. این بیان، دعوت به هوشیاری و مسئولیت‌پذیری همگانی است تا انسان نه فریب بخورد و نه فریب دهد؛ چرا که سرانجام هر دو مسیر، در گِل ماندن و افول است. تنها راه رهایی، توبه و بازگشت به سوی خداوند است که از خزان شقاوت به بهار سعادت رهنمون می‌شود؛ نعمتی که فریب‌خوردگان و فریب‌کاران غافل از آن بی‌بهره‌اند.

نکات کلیدی

  • فریب‌خورده و فریب‌کار، هر دو در این دنیا در یک سرنوشت شوم گرفتارند؛ یکی به دلیل ساده‌لوحی و دیگری به سبب حیله‌گری.
  • هر دو گروه در زندگی دنیوی از حقیقت و عواقب اعمالشان «غافل» و بی‌خبرند.
  • در سرای دیگر، ستارهٔ اقبال هر دو به یکسان «آفل» می‌شود و در تاریکی و زوال ابدی فرو می‌روند.
  • عدالت الهی تنها به نیت نمی‌نگرد، بلکه غفلت و بی‌خبری فریب‌خورده را نیز مسئول می‌شناسد.
  • این بیت دعوت به هوشیاری کامل و پرهیز از فریب دادن و فریب خوردن است، چرا که عواقب هر دو مسیر یکسان است.

Sources: d6-s80 · 00:05:06 d6-s80 · 00:06:11 d6-s80 · 00:09:14

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.