Citește Daftar 6 Plecarea fiilor sultanului, conform proverbului: „Omul este lacom la ceea ce îi este interzis”. „Noi ne-am arătat slujirea, dar natura ta rea nu a știut să cumpere sclavie”. Ei au călcat în picioare toate sfaturile și îndemnurile tatălui lor și s-au îndreptat spre acea fortăreață interzisă, astfel că au căzut într-o groapă a necazului și sufletele lor acuzatoare le spuneau: „Nu v-a venit un avertizor?”. Ei plângeau și regretau: „Dacă am fi ascultat sau am fi înțeles, nu am fi fost printre locuitorii Iadului” Distih 3708

M6:3708 — آدما معنی دلبندم بجوی / ترک قشر و صورت گندم بگوی

آدما معنی دلبندم بجویترک قشر و صورت گندم بگوی
✦ Redați acest beyt în Română

M6:3708

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای آدمیان، در پی مقصود و معنای عمیقِ من باشید. از ظاهر و هیئت گندم دست بشویید و رها کنید. معنا: این بیت خطاب خداوند به آدم است که او را به ژرف‌نگری و عبور از ظاهر ممنوعیت‌ها برای درک باطن و هدف اصلی آن فرامی‌خواند.

شرح

این بیت در واقع خطاب خداوند است به آدم، از زبان مولانا. خداوند در اینجاست که پرده از راز نهیِ خود برمی‌گیرد و می‌گوید ای آدم، مقصود من را از آن نهیِ ظاهری دریاب. آن گندم، یا هر میوه‌ی ممنوعه‌ای که بود، تنها یک «صورت» بود، یک قشر. مهم خودِ گندم نبود، بلکه معنای دلبند و باطنی بود که در پس آن پنهان شده بود. خداوند می‌فرمود: «ترک قشر و صورت گندم بگوی»، یعنی از ظاهر و هیئت این جهان بگذر، از دلخواه‌های نفسانی خودت که به صورت‌ها تعلق دارند، دل برکن.

منظور من از نهی آن بود که شما گرد هوای نفس مگردید، به آنچه بدان تعلق خاطر دارید، آن میل‌های شدیدی که شما را به این سو و آن سو می‌کشاند، پشت کنید. این نهی دعوتی بود برای تأمل در ماهیت میل و دلخواه بودن. چه می‌شود که آدمی به چیزی شوق پیدا می‌کند؟ یک روز سیب، یک روز گندم، یک روز ثروت و مقام. اینها همه «صورت»هایی هستند که تو را مجذوب خود می‌کنند. من از تو می‌خواهم که فراتر از این صورت‌ها بروی و «شوق به بی‌صورت» پیدا کنی. این است آن مسیری که از دل این نهی برمی‌آید.

همین بینش «صورت از بی‌صورت آید در وجود» که بارها مولانا بدان اشاره کرده، در اینجا نیز کاربرد دارد. گندم، یک صورت است که خاصیت «غذائیت» یا «سیرکنندگی» را در خود نهفته دارد. این «غذائیت» آن بی‌صورتی است که در دل صورت گندم جای گرفته. برای روشن‌تر شدن این مطلب، مولانا به معجزه‌ای اشاره می‌کند که نقل است برای ابراهیم خلیل اتفاق افتاد: آنجا که ریگ به آرد بدل شد. مولانا می‌گوید: «چونکه ریگی آرد شد بهر خلیل / دان که معزول است گندم ای نبیل»

این داستان نشان می‌دهد که «گندم» به خودی خود اصالت ندارد، بلکه فقط ظرف یا صورتی است برای آن خاصیت بی‌صورتِ غذائیت. خداوند قادر است این خاصیت را به هر صورتی که بخواهد عطا کند؛ به ریگ، به گندم، به هر چیز دیگر. پس گندم «معزول» است، یعنی جایگاه اصلی و اساسی را ندارد، تنها یک صورت است. این اصل به ما می‌آموزد که در پی آن اصلِ بی‌صورت باشیم، نه صورت‌های متغیر و زوال‌پذیر. این بیت دعوت می‌کند به عبور از «صورت‌بینی» و رسیدن به «معنی‌جویی»؛ یعنی کشف بی‌صورت از طریق صورت.

نکات کلیدی

  • هدف غایی دین، عبور از ظواهر (قشر و صورت) برای رسیدن به معانی باطنی و دلبند خداوند است.
  • نهیِ الهی در داستان آدم و گندم، نه از بابت خودِ شیء، بلکه تعلیمی برای کنترل هوای نفس و ترک تعلقات دنیوی بود.
  • وجود حقیقی در «بی‌صورت» نهفته است؛ «صورت»ها تنها مظاهری متغیر از آن وجود بی‌حدند.
  • درک باطنی امور (معنی دلبند) آدمی را از شیفتگی به دلخواه‌های نفسانی فراتر می‌برد و به شوق بی‌صورت رهنمون می‌شود.
  • نیروی تغذیه و سیرکنندگی (بی‌صورتی) می‌تواند از هر صورتی (چه گندم، چه ریگ) ظاهر شود، پس صورت به خودی خود اصالت ندارد.

Sources: d6-s82 · 36:15 d6-s82 · 38:06 d6-s82 · 40:00 d6-s82 · 50:20

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.