Citește Daftar 6 Plecarea fiilor sultanului, conform proverbului: „Omul este lacom la ceea ce îi este interzis”. „Noi ne-am arătat slujirea, dar natura ta rea nu a știut să cumpere sclavie”. Ei au călcat în picioare toate sfaturile și îndemnurile tatălui lor și s-au îndreptat spre acea fortăreață interzisă, astfel că au căzut într-o groapă a necazului și sufletele lor acuzatoare le spuneau: „Nu v-a venit un avertizor?”. Ei plângeau și regretau: „Dacă am fi ascultat sau am fi înțeles, nu am fi fost printre locuitorii Iadului” Distih 3744

M6:3744 — صورتی از صورت دیگر کمال / گر بجوید باشد آن عین ضلال

صورتی از صورت دیگر کمالگر بجوید باشد آن عین ضلال
✦ Redați acest beyt în Română

M6:3744

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر صورتی کمال را از صورتی دیگر بجوید، این کار عین گمراهی و تباهی است. معنا: این بیت بیان می‌کند که جستجوی کمال حقیقی از موجودی که خود ناقص و نیازمند است، گمراهی محض است و کمال را باید از سرچشمهٔ بی‌صورت آن طلب کرد.

شرح

ما در اینجا با یکی از آموزه‌های بنیادی مثنوی مواجه‌ایم که مربوط به نگاه مولانا به سرچشمهٔ کمال و خطا در جستجوی آن است. این بیت در ادامهٔ سخنانی می‌آید که مولانا عالم هستی را "فکرتی از عقل کل" و صورتی بر بی‌صورتی مطلق می‌داند. یعنی این جهان کثرت و صورت‌ها، جملگی جلوه‌هایی از حقیقت بی‌صورت (خداوند) هستند. فاعل مطلق بی‌صورت است و این صورت‌ها چون آلتی در دست اویند.

بنابراین، وقتی که بی‌صورت مطلق (خداوند) روی خود را از عالم صورت‌ها پنهان می‌کند—آنچه در تمثیل توراتی به "روز هفتم استراحت" تعبیر می‌شود—صورت‌ها به تکاپو می‌افتند و به دنبال "کد" یا گدایی می‌روند. اما اینجا خطایی بزرگ رخ می‌دهد: «صورتی از صورت دیگر کمال گر بجوید باشد آن عین ضلال»

این بیت به صراحت می‌گوید که اگر یک موجود صورت‌دار و نیازمند، کمال را از موجود صورت‌دار و نیازمند دیگری طلب کند، این عین ضلالت و گمراهی است. این دقیقاً مانند آن است که محتاجی در خانهٔ محتاج دیگر برود و کوری عصاکش کور دیگری شود. صحیفهٔ سجادیه می‌پرسد: "کیف یسأل محتاج محتاجاً؟" چگونه محتاجی از محتاجی دیگر سؤال می‌کند؟ همهٔ این صورت‌ها، از خود چیزی ندارند؛ جملگی کاسه‌هایی خالی‌اند که بی‌صورت از کرم و جود خویش پرشان می‌کند. همه بندهٔ این خاک درند و به تعبیر معروف، "آنکه غنی‌تر است، درویش‌تر است."

این آموزه در ظاهر با مفاهیمی چون توکل، قناعت، و توحید ارتباط مستقیم دارد. اما اینجا باید جانب احتیاط را گرفت و کلام مولانا را به افراط نکشاند. برخی صوفیان در گذشته به افراطی‌گری‌هایی در این زمینه دست زدند؛ مثلاً از طبابت و کسب‌وکار پرهیز می‌کردند و منتظر می‌ماندند تا رزقشان از آسمان برسد. مولانا هرگز چنین معنایی را اراده نکرده است. همانطور که من بارها گفته‌ام، این "مالیخولیا" و "جنون" است که کسی بیکار بنشیند و انتظار داشته باشد غذایی از سقف خانه‌اش بیفتد! پیامبر اسلام "نبی‌السیف" بود و امت او نیز باید "صفدران و فحول" باشند؛ در دین ما جنگ و کوشش و جهاد مصلحت است، نه غارنشینی و عطلت. توکل به معنای "با توکل، زانوی اشتر ببند" است، نه اینکه دست از عمل بکشی.

پس معنای مسلم و قطعی کلام مولانا چیست؟ او به ما می‌آموزد که در جستجوی "بی‌صورت" نباید در "صورت‌ها" متوقف شد، به خصوص در صورت‌های فکری و مفاهیم ذهنی. خدا را در "افنای خویش" بجویید، نه در "تفکر". تا شما هستید و صورت‌سازی می‌کنید، به او نمی‌رسید. باید خود را "هیچ" کنید، "سایهٔ هیچ" شوید، مثل کاسه‌ای خالی که انتظار باران می‌کشد. همان حکایت شگفت‌انگیز که خدا به پیامبرش وحی کرد: "برو به این امتت بگو چاله بکنند، ظرف خالی درست کنند تا باران بیاید." مولانا خود می‌گوید: "آب کم جو، تشنگی آور به دست / تا بجوشد آبت از بالا و پست." خود را خالی کن تا پر شوی.

مولانا به ما نشان می‌دهد که هر جستجویی، حتی جستجوی لذت‌های مادی، به صورت ناخودآگاه در پی بی‌صورت مطلق است. ما از صورت‌های غلیظ‌تر به سوی صورت‌های رقیق‌تر می‌رویم، تا به الطف اللطائف و آن بی‌صورت مطلق برسیم. همه ما در این جهان کمال‌جو و خداجو هستیم، گرچه در مصداق دچار خطا شویم. مهم آن است که به جای "دم"، "سر" را بجوییم، یعنی جوهر حقیقت را، نه صرفاً نمود بیرونی آن را. البته رحمت حق حتی از راه "دم" نیز به کسانی که "سر" را گم کرده‌اند، می‌رسد؛ اما آن قوم که خود را در بی‌صورت مطلق گم می‌کنند، نه سر می‌جویند و نه دم، و این کمال حقیقی است.

نکات کلیدی

  • جستجوی کمال از موجودات صورت‌دار و نیازمند، عین گمراهی است.
  • همهٔ موجودات صورت‌دار، خود محتاج و بندهٔ بی‌صورت مطلق هستند.
  • توکل حقیقی به معنای ترک عمل نیست، بلکه کوشش و مجاهدت در کنار اعتماد به خداست.
  • خداوند را باید در "افنای خویش" و خالی کردن خود از خود جست، نه در صورت‌سازی‌های فکری.
  • هر جستجوی کمال یا لذت، ناخودآگاه، جستجوی بی‌صورت مطلق است.
  • باید از صورت‌های زمخت به سوی صورت‌های لطیف‌تر و نهایتاً به بی‌صورت مطلق گام برداشت.

Sources: d6-s83 · 47:07:00 d6-s83 · 55:22:00 d6-s83 · 43:40:00

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.