Citește Daftar 6 Povestea celor doi frați, unul fără barbă și celălalt imberb, care au dormit într-o cameră de celibatari o noapte. Din întâmplare, cel imberb a adunat cărămizi sub șezut. În cele din urmă, un șarpe a venit și a îndepărtat acele cărămizi cu șiretenie și blândețe din spatele lui. Copilul s-a trezit, luptând: „Unde sunt aceste cărămizi, unde le-ai dus și de ce le-ai dus?”. El a răspuns: „De ce le-ai pus tu?” etc. Distih 3881

M6:3881 — کان رسول حق بگفت اندر بیان / اینک منهومان هما لا یشبعان

کان رسول حق بگفت اندر بیاناینک منهومان هما لا یشبعان
✦ Redați acest beyt în Română

M6:3881

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن پیامبر حق در کلام خود فرمود: «این دو گرسنه‌اند که هرگز سیر نمی‌شوند.» معنا: این بیت به حدیثی از پیامبر اسلام اشاره دارد که دو گروه از انسان‌ها، یعنی طالبان علم و طالبان مال/دنیا، هرگز از آنچه می‌جویند قانع نمی‌شوند.

شرح

مولانا، پیش از آنکه این بیت را بیاورد، از «علم بیدارکننده» سخن می‌گوید؛ علمی که تنبه می‌آورد، نه غفلت و نه اسباب‌بازی‌های بی‌حاصل. او این مفهوم را با تمثیل «سابح اندر آشنا» (شناگر ماهر بر آب) و «جهد اعجمی با دست و پا» (تلاش بیهوده ناآشنا) توضیح می‌دهد. شناگرِ ساکن و آرام بر روی آب، بهتر از کسی است که با دست و پا زدن بیهوده در آب غرق می‌شود. او می‌گوید: «علم دریایی است بی‌حد و کنار / طالب علم است غواص بحار.» این دانش، بیکران است و هر که آن را می‌جوید، باید غواصی چیره باشد.

در همین سیاق، مولانا این بیت را نقل می‌کند که به فرمودهٔ رسول حق، «منهومان هما لا یشبعان.» «منهوم» یعنی گرسنه، و این دو گرسنه هیچ‌گاه سیر نمی‌شوند. در نهج‌البلاغه، این دو گرسنه، «طالب علم و طالب مال» ذکر شده‌اند و در روایات نبوی، «طالب دنیا و طالب علم». این سیری‌ناپذیری در باب علم، نه یک نقص، که اوج کمال و شوریدگی است. طلب علم، غوص در دریایی است که کرانه‌ای ندارد و هرچه بیشتر پیش می‌رویم، عمق و گستردگی آن بیشتر آشکار می‌شود. این همان معنای بی‌کرانی معرفت است که انسان را از قید نحو (قواعد ظاهری) رها کرده و به محو (فنا در دریا) می‌کشاند.

این عطش بی‌پایان به دانش، نشانه‌ای است از اتصال روح به حقیقت بی‌کران. مولوی تأکید می‌کند که حتی اگر هزاران سال عمر داشته باشی، هرگز از این جستجو سیر نخواهی شد. این نه ناامیدی از رسیدن، بلکه درک عظمت مقصود و زیبایی خودِ سفر است. این با مفهوم «وصول» و «یقین» که مولانا در جای‌جای مثنوی وعده می‌دهد، تناقضی ندارد. بلکه یقین در اینجاست که راه، بی‌پایان است و هر مرحله، گشایشی تازه به کرانه‌های ناشناخته‌تر. چنین عطشی، «جلاء الاحزان» می‌آورد؛ نه غمِ فروخورده که غمِ سبزی که به رقص و شور می‌انجامد، زیرا انسان می‌داند که همواره در حال نزدیک‌شدن به اصل خویش است، حتی اگر نهایت آن نامحدود باشد.

نکات کلیدی

  • طلب علم حقیقی، حرکتی بی‌پایان در دریای معرفت است؛ «علم بیدارکننده» انسان را پیوسته به ژرفا می‌کشاند.
  • بی‌کرانی و بیکرانگی دانش، سبب می‌شود که طالب علم هرگز از جستجو سیر نشود، که این نشانهٔ کمال و نه نقص است.
  • تمثیل شناگر ماهر بر آب، نشان می‌دهد که در دریای علم باید با مهارت و آرامش حرکت کرد، نه با دست و پا زدن و ناآگاهی.
  • حدیث «منهومان هما لا یشبعان» بیانگر عطشی درونی و اصیل در روح انسان برای دستیابی به حقیقت است.
  • این سیری‌ناپذیری در دانش، برخلاف سیری‌ناپذیری در مال دنیا، به تعالی روح و «جلاء الاحزان» منجر می‌شود.

Sources: d6-s86 · 01:11:48 d6-s86 · 01:33:32 d6-s86 · 01:37:37

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.