Citește Daftar 6 Respingerea acestui argument de către emiri printr-un sofism fatalist și răspunsul regelui către ei Distih 405

M6:405 — خود بگفتی کین گناه از نفس بود / چون قضا این بود حزم ما چه سود

خود بگفتی کین گناه از نفس بودچون قضا این بود حزم ما چه سود
✦ Redați acest beyt în Română

M6:405

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آدم (در پاسخ به خدا) می‌گفت که این گناه از بخت من بود. چون قضا این‌گونه مقدر شده بود، تدبیر و دوراندیشی ما چه سودی داشت؟ معنا: این بیت، به زبان کسی که جبرگراست، می‌گوید اگر گناه و خطا از سرنوشت محتوم باشد، پس تدبیر و دوراندیشی انسان بی‌فایده است و جای تقصیری نیست.

شرح

این بیت، سخنی است که مولانا از زبان آدم فرض می‌کند که اگر او جبرگرا بود، چنین می‌گفت. این سخن، در بستر داستانِ سلطان و امیرانِ او می‌آید؛ جایی که امیران خطای خود را به عنایت الهی و بخت نسبت می‌دهند و سلطان در پاسخ، با استناد به توبهٔ آدم، آن را رد می‌کند. مولانا در اینجاست که فرق بین آدم و ابلیس را روشن می‌کند.

همان‌طور که پیش‌تر هم گفته‌ام، مولانا هرگز به سراغ جهان‌بینیِ جبرگرایانه نمی‌رود. این بیت نمایشگر همان جهان‌بینی جبرگرایانه است که مسئولیت را از دوش انسان برمی‌دارد و به قضا و قدر می‌افکند. این منطقی است که می‌گوید: «چون سرنوشت از پیش تعیین شده، کوشش و احتیاط ما چه فایده‌ای دارد؟» آدم اما، بر خلاف این منطق، نگفت که «این گناه از بخت من بود»؛ بلکه با نهایت مسئولیت‌پذیری گفت: «ربنا انا ظلمنا انفسنا». او خطا را به خود نسبت داد و درخواست آمرزش کرد، نه اینکه بگوید چون قضا چنین بود، پس حزم ما چه سود.

از نگاه مولانا، این سخن دقیقاً همان منطق ابلیس است. ابلیس بود که در مقابل فرمان الهی، خطای خود را به خدا نسبت داد و گفت: «اغویتنی» (تو مرا گمراه کردی). این یعنی ابلیس نیز می‌گفت: «چون تو مرا گمراه کردی، پس تقصیر من چیست و تدبیر من چه سودی داشت؟» مولانا به ما نشان می‌دهد که تفاوت بنیادین در همین‌جاست: آدم مسئولیت عمل خود را پذیرفت و توبه کرد، در حالی که ابلیس با همین منطق جبرگرایانه، گناه را به گردن دیگری انداخت و از سر استکبار، نپذیرفت.

بنابراین، این بیت در واقع، نقد و طردِ جهان‌بینیِ جبر است از نگاه مولانا. او با زبانی غیرمستقیم، این دیدگاه را از طریق سخن فرضیِ آدم (اگر جبرگرا بود) بیان می‌کند تا قدرت انتخاب و مسئولیت‌پذیری انسان را، حتی در برابر قضای الهی، به ما بنمایاند. ما می‌توانیم با کوشش (اجتهاد) و یا با کوتاهی (تقصیر) عمل کنیم و هر یک پیامدهای خود را دارد. همان‌طور که سلطان در ادامه می‌گوید، هر چه از نفس می‌زاید، یا «ریع تقصیر» است یا «دخل اجتهاد»؛ و این یعنی انتخاب ما مؤثر و سرنوشت‌ساز است.

نکات کلیدی

  • این بیت بیانگر موضع جبرگرایانه است، نه موضع مورد تأیید مولانا.
  • مولانا از طریق این بیت، تفاوت بنیادین میان پذیرش مسئولیت (آدم) و فرافکنی گناه (ابلیس) را روشن می‌کند.
  • مسئولیت‌پذیری انسان، حتی در برابر قضا و قدر الهی، از اصول اساسی آموزه‌های مولانا است.
  • تدبیر و کوشش انسانی (حزم و اجتهاد) با وجود قضای الهی، بی‌معنا نیست و نتایج خود را دارد.

Sources: d6-s10 · 00:18:19 d6-s10 · 00:20:18 d6-s10 · 00:20:56

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.