Citește› Daftar 6› Respingerea acestui argument de către emiri printr-un sofism fatalist și răspunsul regelui către ei› Distih 419
M6:419 — فعل تو که زاید از جان و تنت / همچو فرزندت بگیرد دامنت
M6:419
شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: کردار تو که از جان و تن تو زاده میشود، همچون فرزندت دامنت را میگیرد (و از تو جدا نمیشود). معنا: این بیت بر این اصل تأکید دارد که اعمال ما، چه نیک و چه بد، نتایجی دارند که همچون فرزند به ما وابسته و ملازم هستند و نمیتوانیم از عواقب آنها بگریزیم.
شرح
این بیت، که در دفتر ششم مثنوی و در اوج بلوغ فکری مولانا سروده شده، چکیدهٔ یک بحث عمیق فلسفی و عرفانی دربارهٔ اختیار و مسئولیت انسان است. مولانا، بهویژه در این بخشها، کفّهٔ اختیار را سنگین میکند و به صراحت از عاملیت انسان دفاع مینماید. من معتقدم این تأکید در اواخر عمر مولانا، نشاندهندهٔ بصیرت عمیق او در باب جایگاه انسان در هستی است.
اینجا مولانا میگوید که فعل ما، یعنی هر آنچه از روح و جسم ما برمیخیزد و به منصهٔ ظهور میرسد، از ما جداییناپذیر است. تمثیل "فرزند" در اینجا بسیار گویا و پرمعناست. همانطور که فرزند، پارهای از وجود والدین است و ثمرات تربیت و وجودشان را با خود حمل میکند، اعمال ما نیز مولود ما هستند. آنها جداگانه در جهان هستی نمیچرخند، بلکه پیوسته دامن ما را میگیرند، یعنی به ما ملحق میشوند و نتایجشان را به ما بازمیگردانند. خیر و شرشان، همگی از آن ماست.
مولانا در این مسیر، به شدت علیه کسانی برمیخیزد که گناه یا مصائب خود را بر گردن بخت، قضا و قدر، یا عوامل بیرونی میاندازند. او میپرسد: "جرم خود را چون نهی بر دیگران؟" ما نباید "اعور" یا یکچشم باشیم و تنها قضا را ببینیم و از جهد خویش غافل شویم. یکی از روشنترین ادلهٔ مولانا برای اثبات اختیار، تجربهٔ "تردد" یا همان تردید و دودلی در انتخاب میان کارهای مختلف است. تردید و کشمکش درونی برای تصمیمگیری، به خودی خود گواه وجود نیروی اختیار است؛ کسی که دست و پایش بسته است، هرگز "این کنم یا آن کنم" نمیگوید. این تردید، برای کارهایی است که ما قدرت و امکان انجامشان را داریم، نه برای محالات.
تأکید مولانا بر این است که رنج و عواقب ناگوار، نه از "بخت" و سرنوشت، که از "فعل خود" ما برمیخیزد. او در جایی دیگر میگوید: "آن نظر در بخت چشم احول کند." یعنی کسی که همیشه به بخت و شانس مینگرد، نگاهش لوچ و کجبین میشود و حقیقت را نمیبیند. این نگاه، آدمی را کاهل و تنبل میکند و از مسئولیتپذیری دور میسازد.
از دید مولانا، توبه و استغفار، خود بهترین دلیل بر اختیار انسان است. اگر ما مختار نبودیم، از چه چیزی توبه میکردیم؟ توبه، اعتراف به عاملیت، پشیمانی از گذشته، و عزم بر تغییر آینده است. اینها همه نشانههایی است که آدمی خود را فاعل و مختار میبیند. و من بارها گفتهام که "نفی اختیار، نفی خویشتن است." کسی که منکر عاملیت خود میشود، اساساً وجود و هویت خویش را انکار میکند. نفس فریبکار ما همیشه سعی میکند بار گناه را از دوش ما بردارد، اما "آفتاب حق نپوشد ذرهای" و همهٔ ذرات اعمال و افکار ما آشکار خواهند شد.
نکات کلیدی
- هر فعلی که از ما سر میزند، همچون فرزندی از ما جداییناپذیر است و پیامدهای آن به ما بازمیگردد.
- مولانا به شدت بر عاملیت و اختیار انسان تأکید میکند و تجربهٔ تردید در انتخاب را دلیل روشن وجود اختیار میداند.
- انسان نباید گناه یا رنج خود را به بخت، قضا و قدر، یا عوامل بیرونی نسبت دهد؛ مسئولیت اعمال ما بر عهدهٔ خود ماست.
- توبه و استغفار، نشانهای قاطع از اعتقاد انسان به اختیار خویش و پذیرش مسئولیت است.
- «نفی اختیار، نفی خویشتن است»؛ انکار عاملیت، به معنای انکار وجود و هویت خود است.
- نفس فریبکار همواره تلاش میکند که ما را از پذیرش مسئولیت اعمالمان بازدارد، اما حقیقت آشکارکننده است.
Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: Your action, which is born from your soul and body, Like your child, will hold onto your skirt. Meaning: This verse underscores the idea that our actions, whether good or ill, bear consequences that are inextricably tied to us, much like a child to its parent, making it impossible to escape their effects.
Explanation
This couplet, found in the sixth book of the Masnavi, penned during Rumi’s intellectual zenith, encapsulates a profound philosophical and mystical discourse on human free will and responsibility. Rumi, particularly in these later sections, heavily emphasizes the human capacity for choice, vigorously defending human agency. I believe this accentuation in Rumi’s later years signifies his deep insight into humanity’s place in existence.
Here, Rumi asserts that our actions—everything that arises from our soul and body and manifests in the world—are inseparable from us. The metaphor of the “child” is strikingly potent. Just as a child is a part of its parents’ being, carrying the fruits of their upbringing and existence, so too are our actions our progeny. They do not wander independently in the world; rather, they constantly “hold onto our skirt,” meaning they cling to us and return their consequences to us. Their good and their ill, all belong to us.
Rumi fiercely opposes those who attribute their sins or misfortunes to fate, divine decree (qazā), or external factors. He asks, “Why do you cast your fault upon others?” We should not be “one-eyed” (aʿwar), seeing only divine predestination while neglecting our own effort (jehd). One of Rumi’s clearest proofs for free will is the experience of “deliberation” (taraddud) – the hesitation and indecision when choosing between different courses of action. This inner struggle for decision-making itself testifies to the power of choice; one whose hands and feet are bound never says, “Shall I do this or that?” This deliberation is for actions we have the power and possibility to perform, not for impossibilities.
What Rumi stresses is that suffering and adverse consequences do not stem from “luck” (bakht) or destiny, but from our “own actions.” He states elsewhere, “To look at luck makes the eye crooked.” Meaning, one who constantly looks to luck and chance develops a distorted and squinting gaze, failing to see the truth. This perspective renders a person lazy and apathetic, distancing them from responsibility.
From Rumi’s perspective, repentance and seeking forgiveness are the best evidence of human free will. If we were not free, what would we repent for? Repentance is an admission of agency, regret for the past, and a resolve to change the future. All these are signs that an individual perceives themselves as an agent and free. As I have repeatedly argued, “the denial of free will is the denial of the self.” One who denies their own agency fundamentally denies their existence and identity. Our deceitful ego (nafs) always tries to shift the burden of guilt from us, but “the sun of truth conceals not a single particle,” and all particles of our deeds and thoughts will be revealed.
Key takeaways
- Every action originating from us is inseparable, like a child, and its consequences invariably return to us.
- Rumi strongly emphasizes human agency and free will, citing the experience of deliberation in choice as clear evidence of this freedom.
- One must not attribute their sins or suffering to luck, fate, or external factors; the responsibility for our actions lies with us.
- Repentance and seeking forgiveness are decisive indications of one's belief in their own free will and acceptance of responsibility.
- “The denial of free will is the denial of the self”; denying one's agency is tantamount to denying one's own existence and identity.
- The deceitful ego (nafs) constantly tries to deter us from accepting responsibility for our actions, but truth is always revealing.
Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06
به زبانِ تو — Limba ta · AI
این بیت بر این اصل تأکید دارد که اعمال ما، چه خوب و چه بد، نتایجی دارند که همچون فرزند به ما وابستهاند و نمیتوان از عواقب آنها گریخت.
این بیت، که در دفتر ششم مثنوی و در اوج پختگی فکری مولانا سروده شده، چکیدهٔ بحثی عمیق دربارهٔ اختیار و مسئولیت انسان است. مولانا در این بخش، آشکارا از عاملیت و اختیار انسان دفاع میکند و این تأکید در اواخر عمر او، نشان از بصیرت عمیقش در باب جایگاه انسان در هستی دارد.
مولانا میگوید که فعل ما، یعنی هر آنچه از روح و جسم ما برمیخیزد، از ما جداییناپذیر است. تمثیل «فرزند» در اینجا بسیار گویاست. همانطور که فرزند پارهای از وجود والدین است، اعمال ما نیز مولود ما هستند. این اعمال در جهان هستی سرگردان نمیشوند، بلکه پیوسته «دامن ما را میگیرند»، یعنی به ما بازمیگردند و نتایجشان، چه خوب و چه بد، گریبانگیر ما میشود.
مولانا در این ابیات بهشدت با کسانی مخالفت میکند که گناهان و مشکلات خود را به گردن قضا و قدر یا عوامل بیرونی میاندازند. او میپرسد: «جرم خود را چون نهی بر دیگران؟» از نظر او، یکی از روشنترین دلایل وجود اختیار، همان تجربهٔ «تردد» یا دودلی در انتخاب است. کسی که دست و پایش بسته است، هرگز نمیگوید «این کنم یا آن کنم». این تردید، خود گواه وجود قدرت انتخاب است.
از دید مولانا، توبه و استغفار نیز بهترین دلیل بر اختیار انسان است. اگر ما مختار نبودیم، از چه چیزی توبه میکردیم؟ توبه یعنی اعتراف به عاملیت، پشیمانی از گذشته و عزم برای تغییر آینده. به بیان دیگر، «نفی اختیار، نفی خویشتن است». کسی که عاملیت خود را انکار میکند، در واقع وجود و هویت خود را انکار کرده است. هرچند نفس فریبکار ما میکوشد بار گناه را از دوش ما بردارد، اما حقیقت اعمال ما سرانجام آشکار خواهد شد.
- فعل
- کار، کردار، عمل
- زاید
- زاده شود، متولد شود
- تنت
- تن تو، جسم تو
- دامنت
- دامن تو، کنایه از گریبانگیر شدن و رها نکردن
Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat
Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.
Ce au întrebat cititorii0
Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.