Citește Daftar 6 Povestea vânătorului care se înfășura în iarbă și își punea o coroniță de flori și lalele pe cap, pentru ca păsările să-l creadă iarbă. Dar pasărea cea isteață a simțit ceva, căci „acesta este un om, pentru că nu am văzut iarbă de acest fel”, dar nu a simțit pe deplin și a fost înșelată de vrăjitoria lui, căci în prima percepție nu a avut o dovadă convingătoare. În a doua percepție a vicleniei, a avut o dovadă convingătoare, și anume lăcomia și dorința, mai ales în cazul unei nevoi și sărăcii extreme. Profetul (Pacea și binecuvântările lui Allah fie asupra lui) a spus: „Sărăcia aproape că este necredință.” Distih 465

M6:465 — لیک مرکب را نگه می‌دار از آن / کو بدزدید آن قبایت را نهان

لیک مرکب را نگه می‌دار از آنکو بدزدید آن قبایت را نهان
✦ Redați acest beyt în Română

M6:465

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اما آن مرکب را از دزد پنهان‌کاری که پیش‌تر قبای تو را ربود، نگهداری کن.

معنا: باید این مرکب (توبه) را از همان دزد پنهان‌کاری که پیش از این لباس‌های ارزشمندت را ربوده بود، به هوشیاری تمام حفظ کنی.

شرح

این بیت هشداری است بی‌مانند از مولانا که راه نجات و مرکب رستگاری را در «توبه» معرفی می‌کند و سپس به دزدان این راه اشاره دارد. من معتقدم «توبه» یک «فعل درجه دوم» است، یعنی فعلی که ناظر بر فعل دیگر آدمی است. حیوانات قادر به توبه نیستند؛ آن‌ها فقط افعال درجه اول انجام می‌دهند. اما انسان می‌تواند کاری کند و سپس علیه آن کار یا علیه خویشتن عصیان کند، پشیمان شود و توبه کند. این نشانهٔ بلوغ، آگاهی و خروج از عالم حیوانیت و غفلت است.

مولانا «مرکب توبه» را «عجایب مرکب» می‌خواند. چرا؟ زیرا خاصیتی دارد که در جهان دیگر یافت نمی‌شود: بدی‌ها را تبدیل به نیکی می‌کند! شما هر چه بیشتر بدی کرده باشید و موفق به توبه شوید، همهٔ آن بدی‌ها تبدیل به نیکی می‌شوند و دست شما پرتر می‌گردد. گویی سنگی کیمیا به دست آورده‌ای که زباله را طلا می‌کند؛ هرچه زباله بیشتر، طلای شما بیشتر. این همان معنای «الحسنات یذهبن السیئات» است. توبه در واقع یک تولد تازه است؛ آدمی از نو متولد می‌شود و انسان دیگری می‌گردد.

این مرکب شگفت‌انگیز همچنین «در فلک تازد به یک لحظه ز پست». یعنی با سرعتی باورنکردنی، از پستی و فرود، آدمی را به اوج آسمان می‌برد. زمان را درمی‌نوردد و ارتقایی لحظه‌ای به روح می‌بخشد.

اما مولانا بلافاصله هشدار می‌دهد: «لیک مرکب را نگه می‌دار از آن / کو بدزدید آن قبایت را نهان». همان دزدی که پیش‌تر قبای تو را ربود، اکنون در کمین است تا مرکب توبه را نیز از تو بدزدد. این دزد کیست؟ این دزدی چگونه اتفاق می‌افتد؟ دزدیدن این مرکب مکانیزمی دارد. این دزد باعث می‌شود غفلت شما چنان سنگین شود یا گناهان چنان حجیم و بزرگ گردند که شما اصلاً جرئت اعتراف به گناه را نداشته باشید. توبه، از اساس، نیازمند اعتراف به خطاست. اگر خطاها آن‌قدر بزرگ شوند که نتوانید به آن‌ها اعتراف کنید، دیگر توبه‌ای در کار نخواهد بود. آدمی در پیش خود نیز به توجیه اعمالش می‌پردازد و خود را از مسئولیت مبرا می‌داند.

مولانا در ادامهٔ همین داستان، حکایت شخصی را می‌آورد که دزد ابتدا قوچ او را می‌رباید، سپس با حیلت دیگری و وانمود کردن به افتادن کیسهٔ زر در چاه، او را فریب می‌دهد تا جامه‌هایش را نیز درآورد و به چاه برود، و دزد همه چیز را با خود می‌برد. این حکایت تمثیلی است از مکر و حیلهٔ دزدی که ابتدا مال کم‌ارزش‌تر (قبا یا قوچ) را می‌برد و سپس با طمع‌ورزی، مرکب ارزشمندتر (امکان توبه و بازگشت) را نشانه می‌گیرد. اینجاست که مولانا تأکید می‌کند: «حازمی باید که ره تا ده برد / حزم نبود، طمع طاعون آورد». دوراندیشی و هوشیاری ضروری است؛ طمع همچون طاعون، آفت به بار می‌آورد. این دزد، فتنه سیرت است و در هر لحظه صورتی به خود می‌گیرد؛ کسی جز خدا مکر او را نمی‌داند. پس راه رهایی، پناه بردن به حق است: «در خدا بگریز و واره زان دغا» (از آن دغل‌باز).

نکات کلیدی

  • توبه فعلی است درجه‌دو، نشانهٔ بلوغ و خودآگاهی انسان و عصیان علیه خویشتن.
  • مرکب توبه، معجزه‌وار، بدی‌ها را به نیکی تبدیل می‌کند و آدمی را از پست‌ترین مقام به اعلی علیین می‌رساند.
  • دزد واقعی، همان غفلت است که می‌کوشد با بزرگ‌نمایی گناهان، جرئت اعتراف را از ما سلب کند و مرکب توبه را برباید.
  • اساس توبه، اعتراف به خطا و پذیرش مسئولیت است؛ هرگاه گناهان حجیم شوند، این اعتراف ممکن نمی‌گردد.
  • دوراندیشی و هوشیاری (حزم) در برابر مکر دزدان درون و برون لازم است تا طمع، آفت بزرگ‌تری به بار نیاورد.
  • برای رهایی از مکر دزد دغل‌باز، پناه بردن به خداوند و عنایت او تنها راه نجات است.

Sources: d6-s11 · 01:07:24 d6-s11 · 01:28:59 d6-s11 · 01:32:28

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.