Citește Daftar 6 Dialogul păsării cu vânătorul despre monahism și despre înțelesul monahismului pe care Mustafa (Pacea fie asupra lui) l-a interzis ummah-ului său, spunând: „Nu există monahism în Islam.” Distih 520

M6:520 — هر یکی دیوار اگر باشد جدا / سقف چون باشد معلق در هوا

هر یکی دیوار اگر باشد جداسقف چون باشد معلق در هوا
✦ Redați acest beyt în Română

M6:520

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر هر دیواری تنها و جدا از دیگری باشد، چگونه سقفی می‌تواند در هوا معلق بماند و فرو نیفتد؟ معنا: این بیت تأکید می‌کند که هیچ ساختار پایداری بدون همکاری و اتصال اجزا به یکدیگر نمی‌تواند شکل گیرد یا دوام آورد.

شرح

در این بیت، مولانا با مثالی ظاهراً ساده و ملموس، به یکی از عمیق‌ترین اصول هستی و آفرینش اشاره می‌کند: اصل «همکاری» و «همبستگی». من معتقدم که این بیت، فراتر از یک درس معماری، به جوهر هستی می‌پردازد. اگر دیوارها از هم گسسته باشند، سقفی نمی‌تواند پابرجا بماند. این نه فقط یک واقعیت فیزیکی، بلکه یک قانون کیهانی است.

من اصرار دارم که این همان اصلی است که در آفرینش خود مثنوی نیز تجلی یافته است. مثنوی، این دریای معارف بی‌کران، ثمرهٔ یک همکاری بی‌نظیر بود؛ میان مولانا که الهام از جانش می‌جوشید و حسام‌الدین چلبی که این جوشش را به نظم می‌کشید و ضبط می‌کرد. بی‌شک، مثنوی بدون این «یاری» و «جمعیت» پا نمی‌گرفت. این سخن شیر است در پستان جان، اما بی‌مکنده شیر کی گردد روان؟

مولانا سپس این اصل را گسترش می‌دهد و به مثال‌های دیگر می‌پردازد: یاری «حبر» (مرکب) و «قلم» برای نگارش بر کاغذ؛ یا پیوستن تار و پود «حصیر» برای آنکه باد آن را نبرد. همه اینها گواهی است بر اینکه در عالم، هیچ اثر پایدار و هیچ دستاورد بزرگی بی‌اتصال و انسجام به دست نمی‌آید. این پندار که کسی می‌تواند «دیوارِ جدا» باشد و معتقد باشد که «سقفِ هستی‌اش» هم پابرجاست، پنداری باطل است.

او سپس این اصل را به قلمرو الهیاتی می‌برد و می‌گوید: «حق ز هر جنسی چو زوجین آفرید / پس نتایج شد ز جمعیت پدید». یعنی خداوند نیز در اصل آفرینش، جفت‌ها را آفرید تا از این «جمعیت» و پیوستگی، نتایج و ثمرات پدید آیند. این یک توحید افعالی است که در آن، تکثر برای وحدت و پیوستگی برای باروری است. پس، هرجا که در عالم نتیجه‌ای می‌بینیم، هرجا که ثمری پدید آمده، در پس آن، «جمعیت» و «همکاری» و «زوجیت» نهفته است. این یک اصل بنیادین در هستی‌شناسی مولاناست که پایداری و آفرینش را به همبستگی گره می‌زند.

نکات کلیدی

  • هیچ بنا یا دستاورد پایداری بدون همکاری و پیوستگی اجزا ممکن نیست.
  • مولانا اصل «یاری» و «جمعیت» را نه تنها در جهان مادی، بلکه در آفرینش‌های معنوی نیز جاری می‌داند.
  • مثنوی خود نمادی از همکاری بی‌نظیر بین مولانا و حسام‌الدین چلبی است که این اصل را تجلی می‌بخشد.
  • اصل الهی «زوجیت» در خلقت (آفریدن جفت‌ها) تأکیدی بر بنیادین بودن همکاری برای پدید آمدن «نتایج» است.

Sources: d6-s12 · 00:21:12 s01 [framing the whole project - Hossam-uddin Chalabi is non-negotiable]

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.