Citește Daftar 6 Pasărea își atribuie capturarea în capcană acțiunilor, vicleniei și falsității ascetului, iar ascetul răspunde păsării. Distih 567

M6:567 — پنج حس ظاهر و پنج نهان / که بشر شد نطفهٔ مرده از آن

پنج حس ظاهر و پنج نهانکه بشر شد نطفهٔ مرده از آن
✦ Redați acest beyt în Română

M6:567

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پنج حس بیرونی و پنج حس پنهان / که از آن نطفهٔ بی‌جان، انسان پدید آمد. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که چگونه انسان، از یک نطفهٔ بی‌ارزش و بی‌جان، به واسطهٔ ده حسِ ظاهری و باطنی که خداوند به او عطا کرد، به وجود آمد و ماهیت انسانی یافت.

شرح

مولانا، در این پاره از مثنوی، نه تنها به راز خلقت انسان می‌پردازد، بلکه آن را در چارچوب جهان‌بینی خود دربارهٔ کرم و فضل الهی جای می‌دهد. او پیش از این از «خاک گرگین» سخن گفته بود؛ خاکی بی‌ارزش، آلوده و مستحق هیچ. این بیت نیز بر همین مسیر است: «نطفهٔ مردار» تعبیری است برای همان بی‌ارزشی و بی‌استحقاقی ذاتی. از دیدگاه مولانا، خلقت انسان از چنین نطفه‌ای، نه بر پایهٔ عدل که بر مبنای کرم و بخشش بی‌حد خداوند است. آنچه این «نطفه مردار» را به «بشر» تبدیل می‌کند و به آن ماهیت انسانی می‌بخشد، اعطای «ده گهر» است؛ ده گوهرِ حس که پنج تای آن ظاهری است و با جهان محسوس در ارتباط است و پنج تای دیگر نهانی و باطنی. مولانا در جایی دیگر از مثنوی، این ده حس را با تمثیلی درخشان شرح می‌دهد: «پنج حسی هست جز این پنج حس / آن چو زر سرخ باشد وین چو مس». حس‌های ظاهری به «مس» تشبیه می‌شوند که برای درک عالم فیزیک‌اند و سلامتشان نیازمند «طبیب» است. اما حس‌های باطنی به «زر سرخ» می‌مانند که به عالم معنا و حقایق الهی گشوده می‌شوند و صحتشان تنها از «حبیب» (دوست الهی) طلب می‌شود. این تحول شگرف، از نطفه‌ای بی‌جان و بی‌خاصیت به موجودی واجد شعور و درک، تماماً از موهبت و لطف الهی سرچشمه می‌گیرد. این عین «توفیق» است؛ نوعی هماهنگی و تقارن مبارک که خداوند میان استعدادهای ناچیز بنده و فیض بیکران خود برقرار می‌کند. انسان شایستگی این ده حس و این کرامت را نداشت، اما کرم الهی بر «خاک گرگین» فرود آمد و او را به گنجینهٔ این ده گوهر آراست.

نکات کلیدی

  • خلقت انسان از نطفه‌ای بی‌ارزش، جلوه‌ای از کرم و بخشش بی‌شرط الهی است، نه استحقاق ذاتی.
  • ده حس (پنج ظاهر و پنج باطن) هدیه‌هایی الهی‌اند که ماهیت انسانی را رقم می‌زنند.
  • حس‌های باطنی (همچون زر سرخ) ارزش والاتری دارند و سلامتشان در گرو راهنمایی «حبیب» است.
  • حس‌های ظاهری (همچون مس) برای درک جهان مادی‌اند و سلامتشان نیازمند «طبیب» است.
  • تحول از «نطفه مردار» به «بشر» نتیجهٔ اعطای این حس‌هاست؛ این عین «توفیق» الهی است.

Sources: d6-s13 · 08:21:38 d6-s13 · 09:05:48 d6-s12 · 03:05:00

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.