Citește Daftar 6 Cererea emirului turc beat către muzician, la ora micului dejun, și interpretarea acestui hadith: „Cu adevărat, Allah Preaînaltul a pregătit o băutură pentru sfinții Săi. Când o beau, se îmbată, și când se îmbată, sunt fericiți…” până la sfârșitul hadithului. Vinul fierbe în butoiul secretelor; pentru ca oricine este pur să bea din el. Allah Preaînaltul a spus: „Cu adevărat, cei pioși vor bea.” Acest vin pe care-l bei este interzis; noi nu bem decât ceea ce este permis. „Străduiește-te să ajungi de la inexistență la existență și să te îmbăți cu vinul lui Dumnezeu.” Distih 644

M6:644 — مطرب جان مونس مستان بود / نقل و قوت و قوت مست آن بود

مطرب جان مونس مستان بودنقل و قوت و قوت مست آن بود
✦ Redați acest beyt în Română

M6:644

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مطرب جان مونس و همدم مستانی است که از بادهٔ حق سرمستند؛ خوراک و قوت آن مستی و سرمستی همین مطرب و نغمه‌های اوست. معنا: مولانا در اینجا «مطرب جان» را همدم و یاری‌رسان کسانی می‌داند که پیشاپیش مستی معنوی را تجربه کرده‌اند و این مطرب است که به آنان قوت و معنا می‌بخشد.

شرح

مولانا در این بیت، بلافاصله پس از ورود کلمهٔ «مطرب» در داستانِ ترک مست، به شیوهٔ خاص خود از معنای ظاهری به باطن قدم می‌گذارد. او از مطرب جسم به «مطرب جان» می‌رسد، و این گواهی بر روش اوست که از محسوس به معقول پلی می‌زند.

«مطرب جان» در اینجا نقش «مونس» را برای «مستان» ایفا می‌کند. این «مستان» آنانی نیستند که از بادهٔ زمینی مست شده‌اند، بلکه کسانی‌اند که شراب حق و معرفت الهی ایشان را سرمست کرده است. مطرب جان برای این عارفان، «نقل و قوت» است؛ یعنی هم تسکین‌بخش و هم نیرودهنده. همان‌طور که می‌گوییم مستیِ اندیشه یا مستیِ معرفت، این مستی کم از مستیِ شراب ندارد، بلکه صد بار عمیق‌تر و ماندگارتر است؛ همچون لبخند بودا پس از روشن‌شدگی که نشان از مستی درونی و حقیقی او بود.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که مولانا در اینجا دو گروه از سالکان را معرفی می‌کند: گروهی که مطرب جان آنان را به سوی مستی می‌کشاند و مست می‌کند؛ یعنی آنان که ابتدا در طلب مرشد و راهنما برمی‌آیند و از او مست می‌شوند. اما گروه دوم، خودشان پیشاپیش مست‌اند و این مستیِ درونی‌شان است که ایشان را به سوی مطرب جان می‌کشاند تا از «دم» و نَفَسِ او چیزی تازه بیاموزند و به مستی‌شان عمق بخشند. حافظ و سعدی هم به این تفاوت اشاره کرده‌اند؛ سعدی می‌گوید: «مرا بگذار تا حیران بمانم چشم بر ساقی»، یعنی مستی او از روی ساقی است نه از جام شراب. حافظ نیز می‌گوید: «من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل / من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت». اینها گواه بر گونه‌گونی مستی‌هاست.

در ادامه، مولانا مرزی قاطع میان شراب حق و شراب تن می‌کشد. او می‌گوید: «آن شراب حق بدان مطرب برد / وین شراب تن از این مطرب چرد.» اگرچه هر دو حالت «مستی» و «شراب» نامیده می‌شوند، اما «شتان این حسن تا آن حسن»؛ تفاوتی بس عظیم میان این دو هست. همانند حکایت دو وزیری که هر دو «حسن» نام داشتند، یکی سخی و دیگری بخیل، که مولانا آن را برای تبیین مغالطهٔ اشتراک لفظ به کار می‌گیرد. این شباهت لفظی، یعنی «اشتراک لفظ»، دائم «رهزن» است و می‌تواند گمراه‌کننده باشد. بسیاری از خطاهای فکری و جدال‌های بیهوده از همین اشتراک لفظ ناشی می‌شود، آنجا که طرفین دربارهٔ یک کلمه با دو معنای متفاوت بحث می‌کنند و گمان می‌کنند یکدیگر را می‌فهمند.

مولانا این مفهوم را به انسان‌ها تعمیم می‌دهد: «اشتراک گبر و مؤمن در تن است.» جسم آدمیان به منزلهٔ لفظ است، در حالی که جان و روحشان به منزلهٔ معناست. چه بسا کسانی به ظاهر شبیه هم باشند، اما در باطن یکی یوسف صدیق باشد و دیگری فرعون. «جسم‌ها چون کوزه‌های بسته‌سر / تا که در هر کوزه چه بود آن نگر.» کوزه‌ها ممکن است یکسان به نظر برسند، اما یکی پر از آب حیات است و دیگری پر از زهر ممات. باید به «مظروف» نظر کرد، نه به «ظرف». دیدهٔ تن فقط ظواهر را می‌بیند و فریب می‌خورد، اما دیدهٔ جان از ظاهر عبور می‌کند و جانِ پنهان، پرفن، پرهنر یا فاقد کمالات را می‌بیند. بنابراین، مطرب جان از جنس مظروف است، نه ظرف.

نکات کلیدی

  • مولانا از کلمهٔ «مطرب» پلی از جهان محسوس به جهان معقول می‌زند و «مطرب جان» را همدم مستان حقیقت می‌داند.
  • مستی بر دو گونه است: حیوانی و انسانی. مستی حقیقی، از معرفت و حق است، نه از شراب زمینی.
  • دو دسته سالک وجود دارد: یکی که از مطرب مست می‌شود و دیگری که خود مست است و برای عمق بخشیدن به مستی‌اش سراغ مطرب می‌رود.
  • شراب حق و شراب تن اگرچه به ظاهر یک نام دارند، اما تفاوتی عظیم میانشان است؛ اشتراک لفظ دائم رهزن است.
  • باید به مظروف (باطن و جان) نظر کرد، نه به ظرف (ظاهر و جسم)؛ چرا که جسم‌ها مشابهند ولی جان‌ها متفاوت.

Sources: d6-s15 · 00:18:21 d6-s15 · 00:23:32 d6-s15 · 00:27:24 d6-s15 · 00:30:45 d6-s15 · 00:34:00

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.