Citește Daftar 6 Interpretarea spuselor Profetului (Pacea fie asupra lui): „Muriți înainte de a muri.” Mor, o, prietene, înainte de moarte, dacă vrei viață, căci Idris, prin această moarte, a ajuns în Rai înaintea noastră. Distih 768

M6:768 — عجز زنجیریست زنجیرت نهاد / چشم در زنجیرنه باید گشاد

عجز زنجیریست زنجیرت نهادچشم در زنجیرنه باید گشاد
✦ Redați acest beyt în Română

M6:768

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — din prelegerile sale înregistrate despre Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ناتوانی، زنجیری است که دیگری بر تو نهاده است؛ اکنون باید چشم در آن نهاد و دید که کیست که این زنجیر را بر تو بسته است. معنا: این بیت می‌گوید که ضعف و ناتوانی ما، خود یک نشانه است، نه یک مانع؛ باید به این ناتوانی بنگریم تا دستی را که این ضعف را پدید آورده، بشناسیم.

شرح

من بارها گفته‌ام که مولانا مردِ پرسش‌هاست، نه مردِ پاسخ‌های قاطع. او شما را به راه می‌اندازد تا خود به کشف برسید. این بیت دقیقاً در همین راستا قرار می‌گیرد. پیش از این بیت، مولانا از ما می‌خواهد که دنیا و آدم‌هایش را فانی ببینیم، با این دید که "کل آت آت" و همه چیز در حال رفتن است. می‌گوید با این نگاه، حتی وقتی عزیزی از دست می‌رود، دلت کمتر بسوزد، چون از پیش می‌دانستی که او رفتنی بود. اما می‌گوید اگر این اغراض دنیایی، این حجاب‌ها، نگذارد که تو به این بینش برسی و "ور نیاری"، آنگاه به جای دلسردی و توقف، "خشک بر عجزی میست". یعنی در همین ناتوانی و عجزت درنگ کن.

و اینجا، مولانا اوج فلسفی و عرفانی خودش را به ما نشان می‌دهد. می‌گوید «عجز زنجیری است، زنجیرت نهاد». این ناتوانی‌ای که تو در خود می‌بینی، این محدودیت، این درماندگی، صرفاً یک وضعیت درونی یا یک نقص نیست. بلکه یک «زنجیر» است که «دیگری» آن را بر پای تو نهاده است. این "دیگری" کیست؟ بی‌تردید مراد خداوند است، همان که مولانا او را «معجز» می‌خواند؛ یعنی کسی که دیگران را عاجز می‌کند.

حال که این زنجیر را دیدی و فهمیدی که کار تو نیست، نوبت «چشم در زنجیرنه باید گشاد» فرا می‌رسد. باید چشم باز کنی و به خودِ زنجیر نگاه کنی، اما نه فقط به ماهیت محدودکننده‌اش، بلکه به منشأ و فاعل آن. باید از زنجیر به زنجیرزن برسی. این زنجیرِ عجز، در حقیقت نه برای زندانی کردن تو، بلکه برای راهنمایی‌ات نهاده شده است. ناتوانی تو یک اشاره است، یک «پوینده»، نه یک «مانع». این عجز، نشانه‌ای است از حضور فعالِ یک قدرت مطلق، یک «معجز» که هم تو را توان می‌بخشد و هم در جایی که صلاح می‌بیند، از تو توان می‌گیرد.

اینجاست که مولانا ما را از ناامیدیِ وجودی به یک سِیر معرفتی دعوت می‌کند. دیگر عجز مایه‌ی سرخوردگی نیست؛ مایه‌ی کنجکاوی و بیداری است. شبیه همان حکایت که مولانا به پسرش فرمود: "تو نیامدن را می‌بینی، اما راندن را نمی‌بینی." اینجا نیز ما عجز و ناتوانی خود را می‌بینیم، اما باید به آن بیندیشیم که این عجز از کجا آمده است، و چه کسی آن را بر ما نهاده است. این ناتوانی، ما را به درگاه تضرع و پرسش می‌کشاند: «ای هاب زیست، باز بودم، بسته گشتم، این ز چیست؟» این یعنی یک قدم اساسی در خویشتن‌شناسی، و از آن طریق، خداشناسی.

در هستی‌شناسی مولوی، بر خلاف رویکردهای اگزیستانسیالیستی که تنهایی و بی‌معنایی را محور قرار می‌دهند، «جدایی» همیشه با «وصال» قرین است. عجز ما، نشانهٔ غیبت خدا نیست، بلکه نشانهٔ حضورِ اوست که فعالانه در کار خلقت و تدبیر ماست. این عجز، ما را به سوی مبدأ و مقصدی که همواره حاضر است، رهنمون می‌شود. این یک درسِ بزرگِ عرفانی است که حتی نفیِ قدرت ما، خود اثباتِ قدرتِ برتری است که ما را به سوی خود می‌خواند.

نکات کلیدی

  • ناتوانی، نه یک نقص، بلکه نشانه‌ای از حضور دستِ پنهانِ حق است.
  • از دید مولوی، عجز فرصتی برای شناخت «معجز» (کسی که عاجزکننده است) و رسیدن به خودشناسی است.
  • زنجیرِ عجز، در حقیقت راهنمایی برای جستجو و تضرع است، نه مانعی برای ناامیدی.
  • برخلاف اندیشهٔ اگزیستانسیالیستی، ناتوانی در هستی‌شناسی مولانا به تنهایی منجر نمی‌شود، بلکه به پرسش از فاعلِ فعال هستی راه می‌برد.

Sources: d6-s17 · 01:41:40 d6-s17 · 01:56:00

به زبانِ تو — Limba ta · AI

Discuție — Întreabă despre acest distih — răspuns din Masnavi, cu fiecare vers citat

Conversația ta rămâne pe acest dispozitiv, dacă nu o distribui.

Ce au întrebat cititorii

Nicio întrebare distribuită încă — a ta ar putea fi prima.