Divanul lui Shams› Gazel 1002› Distih 13 ← anterior
Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۰۲
- تافت ز تبریز رخ شمس دین شمس بود نور جهان را کلید
G1002:13
Limba ta
Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentariu pe acest distih
Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:
Întregul gazel ↗
- 1 چونک کمند تو دلم را کشید·یوسفم از چاه به صحرا دوید
- 2 آنک چو یوسف به چهم درفکند·باز به فریادم هم او رسید
- 3 چون رسن لطف در این چه فکند·چنبره دل گل و نسرین دمید
- 4 قیصر از آن قصر به چه میل کرد·چه چو بهشتی شد و قصر مشید
- 5 گفتم ای چه چه شد آن ظلمتت·گفت که خورشید به من بنگرید
- 6 هر که فسردست کنون گرم شد·جمره عشقت بگدازد جلید
- 7 قیصر رومست که بر زنگ زد·اوست که ترسابچه خواندش فرید
- 8 پرتو دل بود که زد بر سعیر·پر شد و بشکافت که هل من مزید
- 9 دوزخ گفتش که مرا جان ببخش·تا بخورم هرک ز یزدان برید
- 10 برگذر از آتش ای بحر لطف·ور نه بمردم تبشم بفسرید
- 11 گفت که ای آتش قوم مرا·زود به من ده که خداشان گزید
- 12 جمله یکایک به کف او سپرد·گفت که نار تو ز نورم رهید
- 13 تافت ز تبریز رخ شمس دین·شمس بود نور جهان را کلید
ganjoor: sh1002 · public domain