Divanul lui Shams Gazel 1212 Distih 4 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۱۲۱۲

  1. عشق چو لشکر کشید عالم جان را گرفت حال من از عشق پرس از من مضطر مپرس

G1212:4

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس·چشم من اندرنگر از می و ساغر مپرس
  2. 2 جوشش خون را ببین از جگر مؤمنان·وز ستم و ظلم آن طره کافر مپرس
  3. 3 سکه شاهی ببین در رخ همچون زرم·نقش تمامی بخوان پس تو ز زرگر مپرس
  4. 4 عشق چو لشکر کشید عالم جان را گرفت·حال من از عشق پرس از من مضطر مپرس
  5. 5 هست دل عاشقان همچو دل مرغ از او·جز سخن عاشقی نکته دیگر مپرس
  6. 6 خاصیت مرغ چیست آنک ز روزن پرد·گر تو چو مرغی بیا برپر و از در مپرس
  7. 7 چون پدر و مادر عاشق هم عشق اوست·بیش مگو از پدر بیش ز مادر مپرس
  8. 8 هست دل عاشقان همچو تنوری به تاب·چون به تنور آمدی جز که ز آذر مپرس
  9. 9 مرغ دل تو اگر عاشق این آتشست·سوخته پر خوشتری هیچ تو از پر مپرس
  10. 10 گر تو و دلدار سر هر دو یکی کرده اید·پای دگر کژ منه خواجه از این سر مپرس
  11. 11 دیده و گوش بشر دان که همه پرگلست·از بصر پروحل گوهر منظر مپرس
  12. 12 چونک بشستی بصر از مدد خون دل·مجلس شاهی تو راست جز می احمر مپرس
  13. 13 رو تو به تبریز زود از پی این شکر را·با لطف شمس حق از می و شکر مپرس

ganjoor: sh1212 · public domain