Divanul lui Shams Gazel 1335 Distih 6 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۳۵

  1. تافت از آن خرگه جان صورت ترکم به از آن دست ببردم سوی او دست مرا زد که بهل

G1335:6

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل·گفت منم کز رخ من شد مه و خورشید خجل
  2. 2 گفت که این خانه دل پر همه نقشست چرا·گفتم این عکس تو است ای رخ تو رشک چگل
  3. 3 گفت که این نقش دگر چیست پر از خون جگر·گفتم این نقش من خسته دل و پای به گل
  4. 4 بستم من گردن جان بردم پیشش به نشان·مجرم عشق است مکن مجرم خود را تو بحل
  5. 5 داد سر رشته به من رشته پرفتنه و فن·گفت بکش تا بکشم هم بکش و هم مگسل
  6. 6 تافت از آن خرگه جان صورت ترکم به از آن·دست ببردم سوی او دست مرا زد که بهل
  7. 7 گفتم تو همچو فلان ترش شدی گفت بدان·من ترش مصلحتم نی ترش کینه و غل
  8. 8 هر کی درآید که منم بر سر شاخش بزنم·کاین حرم عشق بود ای حیوان نیست اغل
  9. 9 هست صلاح دل و دین صورت آن ترک یقین·چشم فرومال و ببین صورت دل صورت دل

ganjoor: sh1335 · public domain