Divanul lui Shams› Gazel 1417› Distih 4 ← anterior · următor →
Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۱۷
- شنیدم ز آسمان روزی که دارم از غمت سوزی ز رفعتهای سوز او در این گردش خمیدستم
G1417:4
Limba ta
Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentariu pe acest distih
Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:
Întregul gazel ↗
- 1 به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم·چه مانی تو بدان صورت که از مردم شنیدستم
- 2 چنین باغی در این عالم نرستهست و نروید هم·نه در خواب و نه بیداری چنین میوه نچیدستم
- 3 دعای یک پدر نبود دعای صد نبی باشد·کز این سان دولتی گشتم بدین دولت رسیدستم
- 4 شنیدم ز آسمان روزی که دارم از غمت سوزی·ز رفعتهای سوز او در این گردش خمیدستم
- 5 مرا می گوید اندیشه ز عشق آموختم پیشه·ز عدل دوست قفلستم ز لطف او کلیدستم
- 6 گرفته هر یکی ذره یکی آیینه پیش رو·کز آن آیینه گر این را به نرخ جان خریدستم
- 7 کدام است او یکی اویی همه اوها از او بویی·که از بعدش یزیدستم ز قربش بایزیدستم
- 8 بگفتم نیشکر را من که از کی پرشکر گشتی·اشارت کرد سوی تو کز انفاسش چشیدستم
- 9 به جان گفتم که چون غنچه چرا چهره نهان کردی·بگفت از شرم روی او به جسم اندر خزیدستم
- 10 جهان پیر را گفتم که هم بندی و هم پندی·بگفتا گرچه پیرم من ولیک او را مریدستم
- 11 چو سوسن صد زبان دارد جهان در شکر و آزادی·کز آن جان و جهان خورش مزید اندر مزیدستم
- 12 بهار آمد چو طاووسی هزاران رنگ بر پرش·که من از باغ حسن او بدین جانب پریدستم
- 13 ز بهر عشرت جانها کشیدم راح و ریحانها·برای رنج رنجوران عقاقیری کشیدستم
- 14 شبی عشق فریبنده بیامد جانب بنده·که بسم الله که تتماجی برای تو پزیدستم
- 15 یکی تتماج آورد او که گم کردم سر رشته·شکستم سوزن آن ساعت گریبانها دریدستم
- 16 چو نوشیدم ز تتماجش فروکوبید چون سیرم·چو طزلق رو ترش کردم کز آن شیرین بریدستم
- 17 به دست من به جز سیخی از آن تتماج او نامد·ولی چون سیخ سرتیزم در آنچ مستفیدستم
- 18 به هر برگی از آن تتماج بشکفتهست نوعی گل·شکوفه کرد هر باغی که چون من بشکفیدستم
- 19 شکوفه چون همیریزد عقیبش میوه می خیزد·بقا در نفی دان که من بدید از نابدیدستم
- 20 همه بالیدن عاشق پی پالودنی آید·پی قربان همیدان تو هر آنچ پروریدستم
- 21 ندارد فایده چیزی به جز هنگام کاهیدن·گزافه نیست این که من ز غم کاهش گزیدستم
- 22 بنال ای یار چون سرنا که سرنا بهر ما نالد·از آن دمها پرآتش که در سرنا دمیدستم
- 23 مجو از من سخن دیگر برو در روضه اخضر·از آن حسن و از آن منظر بجو که من خریدستم
ganjoor: sh1417 · public domain