Divanul lui Shams Gazel 1480 Distih 9 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۸۰

  1. شب بود و همه قافله محبوس رباطی خیزید کز آن ظلمت و آن حبس رهیدیم

G1480:9

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم·آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم
  2. 2 والله که نشان‌های قَرویِ دهِ یارست·آن نرگس و نسرین و قرنفل که چریدیم
  3. 3 از ذوق چراگاه و ز اشتاب چریدن·وز حرص، زبان و لب و پدفوز گزیدیم
  4. 4 چون تیر پریدیم و بسی صید گرفتیم·گرچه چو کمان از زه احکام خمیدیم
  5. 5 ما عاشق مستیم به صد تیغ نگردیم·شیریم که خون دل فغفور چشیدیم
  6. 6 مستان الستیم به جز باده ننوشیم·بر خوان جهان نی ز پی آش و ثریدیم
  7. 7 حق داند و حق دید که در وقت کشاکش·از ما چه کشیدید و ز ایشان چه کشیدیم
  8. 8 خیزید مخسپید که هنگام صبوح است·استاره روز آمد و آثار بدیدیم
  9. 9 شب بود و همه قافله محبوس رباطی·خیزید کز آن ظلمت و آن حبس رهیدیم
  10. 10 خورشید رسولان بفرستاد در آفاق·کاینک یزک مشرق و ما جیش عتیدیم
  11. 11 هین رو به شفق آر اگر طایر روزی·کز سوی شفق چون نفس صبح دمیدیم
  12. 12 هر کس که رسولی شفق را بشناسد·ما نیز در اظهار بر او فاش و پدیدیم
  13. 13 وان کس که رسولی شفق را نپذیرد·هم محرم ما نیست بر او پرده تنیدیم
  14. 14 خفاش نپذرفت فرودوخت از او چشم·ما پرده آن دوخته را هم بدریدیم
  15. 15 تریاق جهان دید و گمان برد که زهر است·ای مژده دلی را که ز پندار خریدیم
  16. 16 خامش کن تا واعظ خورشید بگوید·کاو بر سر منبر شد و ما جمله مریدیم

ganjoor: sh1480 · public domain