Divanul lui Shams› Gazel 1653› Distih 10 ← anterior · următor →
Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۵۳
- تو مسافر شدهای تا که مگر سود کنی من از این سود حقیقت به مگر می نروم
G1653:10
Limba ta
Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentariu pe acest distih
Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:
Întregul gazel ↗
- 1 من از این خانه پرنور به در می نروم·من از این شهر مبارک به سفر می نروم
- 2 منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر·من از او گر بکشی جای دگر می نروم
- 3 گر جهان بحر شود موج زند سرتاسر·من به جز جانب آن گنج گهر می نروم
- 4 شهر ما تختگه و مجلس آن سلطان است·من ز سلطان سلاطین به حشر می نروم
- 5 شهر ما از شه ما کان عقیق و گهر است·من ز گنجینه گوهر به حجر می نروم
- 6 شهر ما از شه ما جنت و فردوس خوش است·من ز فردوس و ز جنت به سقر می نروم
- 7 شهر پر شد که فلان بن فلان می برود·شهر اراجیف چرا پر شد اگر می نروم
- 8 این خبر رفت به هر سوی و به هر گوش رسید·من از این بیخبری سوی خبر می نروم
- 9 یار ما جان و خداوند قضا و قدر است·من از این جان قدر جز به قدر می نروم
- 10 تو مسافر شدهای تا که مگر سود کنی·من از این سود حقیقت به مگر می نروم
- 11 مغز را یافتهام پوست نخواهم خایید·ایمنی یافتهام سوی خطر می نروم
- 12 تو جگرگوشه مایی برو الله معک·من چو دل یافتهام سوی جگر می نروم
- 13 تو کمربسته چو موری پی حرص روزی·من فکنده کله و سوی کمر می نروم
- 14 نشنوم پند کسی پند مده جان پدر·من پدر یافتهام سوی پدر می نروم
- 15 شمس تبریز مرا طالع زهره دادهست·تا چو زهره همه شب جز به بطر می نروم
ganjoor: sh1653 · public domain