Divanul lui Shams› Gazel 1769› Distih 5 ← anterior · următor →
Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۶۹
- خواجه کدامین عدم است این بگو گوش قدم داند حرف قدم
G1769:5
Limba ta
Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentariu pe acest distih
Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:
Întregul gazel ↗
- 1 ای دل صافی دم ثابت قدم·جئت لکی تنذر خیر الامم
- 2 سر ننهی جز به اشارات دل·بر ورق عشق ازل چون قلم
- 3 از طرب باد تو و داد تو·رقص کنانیم چو شقه علم
- 4 رقص کنان خواجه کجا می روی·سوی گشایشگه عرصه عدم
- 5 خواجه کدامین عدم است این بگو·گوش قدم داند حرف قدم
- 6 عشق غریب است و زبانش غریب·همچو غریب عربی در عجم
- 7 خیز که آورده امت قصهای·بشنو از بنده نه بیش و نه کم
- 8 بشنو این حرف غریبانه را·قصه غریب آمد و گوینده هم
- 9 از رخ آن یوسف شد قعر چاه·روشن و فرخنده چو باغ ارم
- 10 قصر شد آن حبس و در او باغ و راغ·جنت و ایوان شد و صفه حرم
- 11 همچو کلوخی که در آب افکنی·باز شود آب در آن دم ز هم
- 12 همچو شب ابر که خورشید صبح·ناگه سر برزند از چاه غم
- 13 همچو شرابی که عرب خورد و گفت·صل علی دنتها و ارتسم
- 14 از طرب این حبس به خواری و نقص·می نگرد بر فلک محتشم
- 15 ای خرد از رشک دهانم مگیر·قد شهد الله و عد النعم
- 16 گرچه درخت آب نهان می خورد·بان علی شعبته ما کتم
- 17 هر چه بدزدید زمین ز آسمان·فصل بهاران بدهد دم به دم
- 18 گر شبه دزدیدهای وگر گهر·ور علم افراشتی وگر قلم
- 19 رفت شب و روز تو اینک رسید·سوف یری النائم ماذا احتلم
ganjoor: sh1769 · public domain