Divanul lui Shams Gazel 1898 Distih 13 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۹۸

  1. کلوخ انداز کن در عشق مردان تو هم مردی ولی مرد کلوخین

G1898:13

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 ندا آمد به جان از چرخ پروین·که بالا رو چو دردی پست منشین
  2. 2 کسی اندر سفر چندین نماند·جدا از شهر و از یاران پیشین
  3. 3 ندای ارجعی آخر شنیدی·از آن سلطان و شاهنشاه شیرین
  4. 4 در این ویرانه جغدانند ساکن·چه مسکن ساختی ای باز مسکین
  5. 5 چه آساید به هر پهلو که گردد·کسی کز خار سازد او نهالین
  6. 6 چه پیوندی کند صراف و قلاب·چه نسبت زاغ را با باز و شاهین
  7. 7 چه آرایی به گچ ویرانه‌ای را·که بالا نقش دارد زیر سجین
  8. 8 چرا جان را نیارایی به حکمت·که ارزد هر دمش صد چین و ماچین
  9. 9 نه آن حکمت که مایه گفت و گوی است·از آن حکمت که گردد جان خدابین
  10. 10 تو گوهر شو که خواهند و نخواهند·نشانندت همه بر تاج زرین
  11. 11 رها کن پس روی چون پای کژمژ·الف می باش فرد و راست بنشین
  12. 12 چو معنی اسب آمد حرف چون زین·بگو تا کی کشی بی‌اسب این زین
  13. 13 کلوخ انداز کن در عشق مردان·تو هم مردی ولی مرد کلوخین
  14. 14 عروسی کلوخی با کلوخی·کلوخ آرد نثار و سنگ کابین
  15. 15 به گورستان به زیر خشت بنگر·که نشناسی تو سارانشان ز پایین
  16. 16 خدایا دررسان جان را به جان‌ها·بدان راهی که رفتند آل یاسین
  17. 17 دعای ما و ایشان را درآمیز·چنان کز ما دعای و از تو آمین
  18. 18 عنایت آن چنان فرما که باشد·ز ما احسان اندک وز تو تحسین
  19. 19 ز شهوانی به عقلانی رسانمان·بر اوج فوق بر زین لوح زیرین

ganjoor: sh1898 · public domain