Divanul lui Shams Gazel 1987 Distih 6 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۸۷

  1. شکر خوش تبرزد که هزار جان به ارزد حسد ار کنی تو باری پی آن شکر حسد کن

G1987:6

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن·چو حریف نیک داری تو به ترک نیک و بد کن
  2. 2 منگر که کیست گریان ز جفا و کیست عریان·نه وصی آدمی تو بنشین و کار خود کن
  3. 3 نظری به سوی می کن به نوای چنگ و نی کن·نظری دگر به سوی رخ یار سروقد کن
  4. 4 شکرت چو آرزو شد ز لب شکرفروشش·چو عباس دبس زودتر ز شکرفروش کدکن
  5. 5 نه که کودکم که میلم به مویز و جوز باشد·تو مویز و جوز خود را بستان در آن سبد کن
  6. 6 شکر خوش تبرزد که هزار جان به ارزد·حسد ار کنی تو باری پی آن شکر حسد کن
  7. 7 به بت شکرفشان شو ز لبش شکرستان شو·جهت قران ماهش چو منجمان رصد کن
  8. 8 چو رسید ماه روزه نه ز کاسه گو نه کوزه·پس از این نشاط و مستی ز صراحی ابد کن
  9. 9 به سماع و طوی بنشین به میان کوی بنشین·که کسی خورت نبیند طرب از می احد کن
  10. 10 چو عروس جان ز مستی برسد به کوی هستی·خورشش از این طبق ده تتقش هم از خرد کن
  11. 11 ز سخن ملول گشتی که کسیت نیست محرم·سبک آینه بیان را تو بگیر و در نمد کن

ganjoor: sh1987 · public domain