Divanul lui Shams Gazel 2042 Distih 6 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۴۲

  1. مرغان آب و گل را پرها به گل فروشد ای تو همای دولت پر برفشان سفر کن

G2042:6

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن·ای زلف شب مثالش در نیم شب سحر کن
  2. 2 چنگی که زد دل و جان در عشق بانوا کن·نی‌های بی‌زبان را زان شهد پرشکر کن
  3. 3 چون صد هزار دُر در سمع و بصر تو داری·یک دامنی از آن دُر در کار کور و کر کن
  4. 4 از خون آن جگرها که بوی عشق دارد·از بهر اهل دل را یک قلیهٔ جگر کن
  5. 5 بس شیوه‌ها که کردند جان‌ها و ره نبردند·ای چاره‌ساز جان‌ها یک شیوهٔ دگر کن
  6. 6 مرغان آب و گل را پرها به گل فروشد·ای تو همای دولت پر برفشان سفر کن
  7. 7 چون دیو ره بپیما تا بینی آن پری را·و اندر بر چو سیمش تو کار دل چو زر کن
  8. 8 هر چت اشارت آید چون و چرا رها کن·با خوی تند آن مه زنهار سر به سر کن
  9. 9 پای ملخ که جان است چون مور پیش او بر·در پیش آن سلیمان بر هر رهی حشر کن
  10. 10 آبی است تلخ دریا در زیر گنج گوهر·بگذار آب تلخش تو زیر او زبر کن
  11. 11 ماری است مهره دارد زان سوی زهر در سر·ور ز آنک مهره خواهی از زهر او گذر کن
  12. 12 خواهی درخت طوبی؟ نک شمس حقّ تبریز·خواهی تو عیش باقی؟ در ظلّ آن شجر کن

ganjoor: sh2042 · public domain