Divanul lui Shams› Gazel 2044› Distih 8 ← anterior · următor →
Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۴۴
- عزم سفر کن ای مه و بر گاو نه تو رخت با شیرگیر مست مگو ترک پند کن
G2044:8
Limba ta
Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentariu pe acest distih
Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:
Întregul gazel ↗
- 1 جانا بیار باده و بختم بلند کن·زان حلقههای زلف دلم را کمند کن
- 2 مجلس خوش است و ما و حریفان همه خوشیم·آتش بیار و چارهٔ مشتی سپند کن
- 3 زان جام بیدریغ در اندیشهها بریز·در بیخودی سزای دل خودپسند کن
- 4 ای غم، برو برو، بر مستانت کار نیست·آن را که هوشیار بیابی گزند کن
- 5 مستان مسلّمند ز اندیشهها و غم·آن کو نشد مسلّم او را نژند کن
- 6 ای جان مست مجلس «اَبرارَ یَشرَبونَ»·بر گربهٔ اسیر هوا ریش خند کن
- 7 ریش همه به دست اجل بین و رحم کن·از مرگ وارهان همه را سودمند کن
- 8 عزم سفر کن ای مه و بر گاو نه تو رخت·با شیرگیر مست مگو ترک پند کن
- 9 در چشم ما نگر اثر بیخودی ببین·ما را سوار اشقر و پشت سمند کن
- 10 یک رگ اگر در این تن ما هوشیار هست·با او حساب دفتر هفتاد و اند کن
- 11 ای طبع روسیاه سوی هند باز رو·وی عشق ترک تاز سفر سوی جند کن
- 12 آن جا که مست گشتی، بنشین، مقیم شو·و آنجا که باده خوردی آنجا فکند کن
- 13 در مطبخ خدا اگرت قوت روح نیست·آنگاه سر در آخُر این گوسفند کن
- 14 خواهی که شاهدان فلک جلوهگر شوند·دل را حریف صیقل آیینه رند کن
- 15 ای دل خموش کن همه بیحرف گو سخن·بیلب حدیث عالم بیچون و چند کن
ganjoor: sh2044 · public domain