Divanul lui Shams Gazel 2138 Distih 4 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۳۸

  1. عشقا چه شیرین خوستی عشقا چه گلگون روستی عشقا چه عشرت دوستی ای شادی اقران تو

G2138:4

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو·چرخی بزن ای ماه تو جان بخش مشتاقان تو
  2. 2 تلخی ز تو شیرین شود کفر و ضلالت دین شود·خار خسک نسرین شود صد جان فدای جان تو
  3. 3 در آسمان درها نهی در آدمی پرها نهی·صد شور در سرها نهی ای خلق سرگردان تو
  4. 4 عشقا چه شیرین خوستی عشقا چه گلگون روستی·عشقا چه عشرت دوستی ای شادی اقران تو
  5. 5 ای بر شقایق رنگ تو جمله حقایق دنگ تو·هر ذره را آهنگ تو در مطمع احسان تو
  6. 6 بی‌تو همه بازارها پژمرده اندر کارها·باغ و رز و گلزارها مستسقی باران تو
  7. 7 رقص از تو آموزد شجر پا با تو کوبد شاخ تر·مستی کند برگ و ثمر بر چشمه حیوان تو
  8. 8 گر باغ خواهد ارمغان از نوبهار بی‌خزان·تا برفشاند برگ خود بر باد گل افشان تو
  9. 9 از اختران آسمان از ثابت و از سایره·عار آید آن استاره را کو تافت بر کیوان تو
  10. 10 ای خوش منادی‌های تو در باغ شادی‌های تو·بر جای نان شادی خورد جانی که شد مهمان تو
  11. 11 من آزمودم مدتی بی‌تو ندارم لذتی·کی عمر را لذت بود بی‌ملح بی‌پایان تو
  12. 12 رفتم سفر بازآمدم ز آخر به آغاز آمدم·در خواب دید این پیل جان صحرای هندستان تو
  13. 13 صحرای هندستان تو میدان سرمستان تو·بکران آبستان تو از لذت دستان تو
  14. 14 سودم نشد تدبیرها بسکست دل زنجیرها·آورد جان را کشکشان تا پیش شادروان تو
  15. 15 آن جا نبینم ماردی آن جا نبینم باردی·هر دم حیاتی واردی از بخشش ارزان تو
  16. 16 ای کوه از حلمت خجل وز حلم تو گستاخ دل·تا درجهد دیوانه‌ای گستاخ در ایوان تو
  17. 17 از بس که بگشادی تو در در آهن و کوه و حجر·چون مور شد دل رخنه جو در طشت و در پنگان تو
  18. 18 گر تا قیامت بشمرم در شرح رویت قاصرم·پیموده کی تاند شدن ز اسکره عمان تو

ganjoor: sh2138 · public domain