Divanul lui Shams Gazel 2600 Distih 3 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۲۶۰۰

  1. در سوخته جان زن از آهن و از سنگش در پیه دو دیده خود بر آب بزن ناری

G2600:3

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری·تشنیع زنان بودم بر عهد وفاداری
  2. 2 غماز غمت گفتا در خانه بجوی آخر·آن طره که دل دزدد ماننده طراری
  3. 3 در سوخته جان زن از آهن و از سنگش·در پیه دو دیده خود بر آب بزن ناری
  4. 4 بفروز چنین شمعی در خانه همی‌گردان·باشد که نهان باشد او از پس دیواری
  5. 5 اندر پس دیواری در سایه خورشیدش·در نیم شب هجران بگشود مرا کاری
  6. 6 در خانه همی‌گشتم در دست چنین شمعی·تا تیره شد این شمعم از تابش انواری
  7. 7 گفتم که در این زندان چون یافتمت ای جان·در بی‌نمکی چون ره بردم به نمکساری
  8. 8 ای شوخ گریزنده وی شاه ستیزنده·وی از تو جهان زنده چون یافتمت باری
  9. 9 در حال نهانی شد پنهان چو معانی شد·چون گوهر کانی شد غیرت شده ستاری
  10. 10 من دست زنان بر سر چون حلقه شده بر در·وین طعنه زنان بر من هم یافته بازاری
  11. 11 از پرتو مخدومی شمس الحق تبریزی·چون مه که ز خورشیدش شد تیره خجل واری

ganjoor: sh2600 · public domain