Divanul lui Shams Gazel 2971 Distih 9 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۷۱

  1. سرمست و پای کوبان با جمع ماه رویان در نور روی آن شه شاهانه می‌گرازی

G2971:9

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 اندر قمارخانه چون آمدی به بازی·کارت شود حقیقت هر چند تو مجازی
  2. 2 با جمله سازواری ای جان به نیک خویی·این جا که اصل کار است جانا چرا نسازی
  3. 3 گویی که من شب و روز مرد نمازکارم·چون نیست ای برادر گفتار تو نمازی
  4. 4 با ناکسان تو صحبت زنهار تا نداری·شو همنشین شاهان گر مرد سرفرازی
  5. 5 آخر چرا تو خود را کردی چو پای تابه·چون بر لباس آدم تو بهترین طرازی
  6. 6 بر خر چرا نشینی ای همنشین شاهان·چون هست در رکابت چندین هزار تازی
  7. 7 شیشه دلی که داری بربا ز سنگ جانان·باری به بزم شاه آ بنگر تو دلنوازی
  8. 8 در جانت دردمد شه از شادیی که جانت·هم وارهد ز مطرب وز پرده حجازی
  9. 9 سرمست و پای کوبان با جمع ماه رویان·در نور روی آن شه شاهانه می‌گرازی
  10. 10 شاهت همی‌نوازد کای پیشوای خاصان·پیوسته پیش ما باش چون تو امین رازی
  11. 11 گاه از جمال پستی گاه از شراب مستی·گه با قدم قرینی گه با کرشم و نازی
  12. 12 مقصود شمس دین است هم صدر و هم خداوند·وصلم به خدمت او است چون مرغزی و رازی
  13. 13 هر کس که در دل او باشد هوای تبریز·گردد اگر چه هندو است او گلرخ طرازی

ganjoor: sh2971 · public domain