Divanul lui Shams Gazel 541 Distih 6 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · غزل شمارهٔ ۵۴۱

  1. خود را بیفشان چون شجر از برگ خشک و برگ تر بی رنگ نیک و رنگ بد توحید و یک‌تویی بود

G541:6

Limba ta

Încă nu există o redare în limba ta — se face pentru întregul gazel deodată:

Comentariu pe acest distih

Nu a fost scris încă — o lectură atentă a acestui distih în contextul gazelului său:

Întregul gazel ↗

  1. 1 صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود·در پاکبازان ای پسر فیض و خداخویی بود
  2. 2 خود عاقبت اندر ولا نی بخل ماند نی سخا·اندر سخا هم بی‌شکی پنهان عوض جویی بود
  3. 3 هست این سخا چون سیر ره وین بخل منزل کردنت·در کشتی نوح آمدی کی وقف و ره‌پویی بود
  4. 4 حاصل عصای موسوی عشقست در کون ای روی·عین و عرض در پیش او اشکال جادویی بود
  5. 5 یک سو رو از گرداب تن پیش از دم غرقه شدن·زیرا بقا و خرمی زان سوی شش سویی بود
  6. 6 خود را بیفشان چون شجر از برگ خشک و برگ تر·بی رنگ نیک و رنگ بد توحید و یک‌تویی بود
  7. 7 ره رو مگو این چون بود زیرا ز چون بیرون بود·کی شیر را همدم شوی تا در تو آهویی بود
  8. 8 خاموش کاین گفت زبان دارد نشان فرقتی·ور نی چو نان خاید فتی کی وقت نان گویی بود

ganjoor: sh541 · public domain